رزق هرروزِ مرا مولا فراوان میدهد
از نجف ظرف رطب هر شب به نوکر میرسد
از دل هر معصیت زهرا مرا بیرون کشید
کارِ من هرگاه گیر افتاد، مادر میرسد
هر شبِ جمعه به سوی کربلا گفتم: حسـین!
نالههای مادری با حال مضطر میرسد...
+ میرزامحمدی
#شب_جمعه
ماجرای من شده مانند مرد یخ فروش
آب دارد میشود عمر و ندارم مشترى
نیمه شب از خیابانها سراغم را بگیر
روزگار عاشقی یعنی همین در به دری
(خبر داری که بعد از تو به کوچه گردی افتادم؟)
کنجِخلوت...!
بیچاره اومدم...💔 #سید_امیر_حسینی #دلی @ArtaGraph | آرتاگِراف
گریههایم را بگیری زیر گریه میزنم
هرچه دارم را بگیر از من، بده چشمِ تری
کربلایم دیر دارد میشود کاری بکن
بیکسیام را نکن با دوریات یادآوری...
امروز که رفتم سرداب حرمِ علمدار...
دیدم یه بچهی فلج رو دخیل بستن به ضریح...
می دونی چیه؟
یه عمره
روح مریض و زخمی و افلیج ما
چفت این شبکه ها شده...
کِی شفاش میدی دورت بگردم؟!
#مهتاب
وصلِ خوبان دردِ دل، هجران بلایِ جان بُود
وه که با ایشان و بیایشان نشاید زیستن!
سکوت محض من ای دوست، از رضایت نیست
ز حجم بغض مگر کوه در گلو دارم...
#حسیندهلوی
خطها به هم رسید و
به یک جمله ختم شد؛
با عشق ممکن است تمام محالها...
#فاضل_نظری