امروز که رفتم سرداب حرمِ علمدار...
دیدم یه بچهی فلج رو دخیل بستن به ضریح...
می دونی چیه؟
یه عمره
روح مریض و زخمی و افلیج ما
چفت این شبکه ها شده...
کِی شفاش میدی دورت بگردم؟!
#مهتاب
وصلِ خوبان دردِ دل، هجران بلایِ جان بُود
وه که با ایشان و بیایشان نشاید زیستن!
سکوت محض من ای دوست، از رضایت نیست
ز حجم بغض مگر کوه در گلو دارم...
#حسیندهلوی
خطها به هم رسید و
به یک جمله ختم شد؛
با عشق ممکن است تمام محالها...
#فاضل_نظری
سخن خلاصه کنم: عاشقی همان رنجیست
که در فراق ثریا به شهریار گذشت...
#حسین_دهلوی
فصلها، جادههای خستگیاند؛
بی نگاهت رسیدهام به خزان؛
برسانم به دور برگردان!
#زهرا_حیدری
هر چه شد آن پیچک گیسو به هم تابیدهتر
مشکل این عاشقِ سرگشته شد پیچیدهتر
سُست شد ایمان من تا تاب دادی زلف را...
خواستی این شاخه پوسیده را، پوسیدهتر؟!