هر چه شد آن پیچک گیسو به هم تابیدهتر
مشکل این عاشقِ سرگشته شد پیچیدهتر
سُست شد ایمان من تا تاب دادی زلف را...
خواستی این شاخه پوسیده را، پوسیدهتر؟!
بی تو بر سفرهیِ شب جمع غریبی داریم
من و درد و غم و بغض و قلم و تنهایی...
#مجتبی_خوش_زبان
کنجِخلوت...!
دارم می رم حرم ... دعا گوتون هستم #سید
داشتم فکر میکردم
اهل بیت همه از یک نور هستند.
اما..
زاویه تابش این نور هر بار که در معرضش قرار میگیری چقدر متفاوته!...
مثلا...
آقای امامحــسین، اربابه...
به غیر از "ارباب" هم نمیاد بهش...
مثلا...
امیـرالمؤمنین، پدره...
به غیر "پدر" هم نمیاد به ایشون...
مثلا...
عـباس...
عـباس اما...
مَرده...
" مـــرد "
#مهتاب
ای فراموشی کجایی تا به فریادم رسی؟
باز احوال دل غمپرورم آمد به یاد
#بیدل_دهلوی
کی کُند دست خودش را پیش هر ناکس دراز
آنکه ازسویِ خدایش،رزقِ کامل می خورد
#علی_اصغر_شکفته
سر من درد که نه ...
میل شکستن دارد !
تا که بیرون بکشم از وسطش فکر طُ را ...
#مهتاب
فریاد از وفای تو ای غم! که هیچگاه
مِیلَت برای دیدن ما کم نمیشود...
#حسین_دهلوی
برای من، تو زمانی، نه روز و شب، آری
که دیگران گذرانند و ماندگار تویی
#حسین_منزوی
گاه می پرسند از من
عاشقش هستی هنوز؟
بی تفاوت بودنم را گریه می ریزد به هم...
#فرامرز_عرب_عامری
تا کی به ناز رفتن و گفتن که جان بده!
جان میدهم،
بیا،
به تقاضا چه احتیاج؟
#هلالی_جغتایی
رفیق بعد هرس شاخه خشک شد نه درخت
به آنکه رفت بگو من ضرر نخواهم کرد..
#سید_سعید_صاحب_علم