به یک سو میزنم گیسوی شب را با سر انگشتم
شب آشفته ام را با تو زیبا می کنم هرشب
#محمد_صادق_بخشی
کنجِخلوت...!
هر چه شد آن پیچک گیسو به هم تابیدهتر مشکل این عاشقِ سرگشته شد پیچیدهتر سُست شد ایمان من تا تاب داد
زاهدی بر سر یک پیچش مو ، کافر شد !
من رند و سه وجب زلف پر از فر چه شود ... :)
#مهتاب
کنجِخلوت...!
زبان حال دلم را تو هم نفهمیدی ! جنون گرفته ام اما خوشا به تنهایی... #مهتاب
کسی از ظاهر این کوه حالش را نمی فهمد ؛
به ظاهر ساکتم
در سینه ام آتشفشان دارم ...
#مهتاب
کنجِخلوت...!
داشتم فکر میکردم اهل بیت همه از یک نور هستند. اما.. زاویه تابش این نور هر بار که در معرضش قرار میگ
خونه ی بابام اینا سفارش کردم شمارو هم مهمون کنه 😁