༻﷽༺
#پویش_قلب_مقاومت
برگزاری یادواره خانگی
نام عملیات: مراسم یادواره خانگی و تجلیل از خانواده شهید بهرام حیدری در تاریخ ۱۴۰۳/۰۷/۱۶ برگزار گردید
#خوزستان
#ناحیه_رامشیر
#حوزه_شهید_ مدرس _ره
#پایگاه_ شهید دلواری
#قشر_روستای سدره
#در_راه_فتح_قله_ایم
#قلب_مقاومت
#دفتر حفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس
•┈┈••✾🚀🕌🚀•✾••┈┈•
༻﷽༺
#پویش_قلب_مقاومت
برگزاری یادواره خانگی
نام عملیات: مراسم یادواره خانگی و دیدار و تجلیل از خانواده شهید عطیه البوغبیش در تاریخ ۱۴۰۳/۰۷/۱۶ برگزار گردید.
#خوزستان
#ناحیه_رامشیر
#حوزه_شهید_ صدوقی _ره
#پایگاه_ شهید چمران
#قشر_روستای عبدلیه
#در_راه_فتح_قله_ایم
#قلب_مقاومت
#دفتر حفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس
•┈┈••✾🚀🕌🚀•✾••┈┈•
༻﷽༺
#پویش_قلب_مقاومت
برگزاری یادواره خانگی
نام عملیات: مراسم یادواره خانگی و تجلیل از خانواده شهید نصار صویلاتی در تاریخ ۱۴۰۳/۰۷/۱۶ برگزار گردید
#خوزستان
#ناحیه_رامشیر
#حوزه_شهید_ صدوقی _ره
#پایگاه_ شهید سید علی موسوی فرد
#قشر_روستای سدره
#در_راه_فتح_قله_ایم
#قلب_مقاومت
#دفتر حفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس
•┈┈••✾🚀🕌🚀•✾••┈┈•
هدایت شده از 🇵🇸راهیـان نــور مـجازی🇮🇷
خادم امام رضا علیه السلام
یک ساعت هوشمند دارد که بنا دارد مبلغ حاصل از فروش آن را جهت ایتام غزه و لبنان هزینه کند
مبلغ پیشنهادی ایشان ۶.۰۰۰.۰۰۰ ت است
در صورت تمایل به بنده
@jamandehazsoada
پیام دهید تا هماهنگ کنم
نشر دهید
#در_راه_فتح_قله_ایم
دعـ @rahiankhuz ✉️ـوت شهدایید
هدایت شده از 🇵🇸راهیـان نــور مـجازی🇮🇷
سلام
دلت برای
❤️راهیان نور
❤️مناطق جنگی
❤️روایتگری
❤️شنیدن از شهدا
تنگ شده؟
خب دعوت شهدایید
بیایید در جمع ❤️ رفقای شهدا در
کانال راهیان نور مجازی
#در_راه_فتح_قله_ایم
دعـ @rahiankhuz ✉️ـوت شهدایید
هدایت شده از 🇵🇸راهیـان نــور مـجازی🇮🇷
سلام بر رفقای شهدا
تا الان به ۲۸ چادر برای عزیزان شهدایی که
یا می خواهند محجبه شوند
یا چادرشان کهنه شده و توانایی خرید ندارند
نیاز است
حدودا مبلغ ۱.۰۰۰.۰۰۰ ت جمع آوری شده
و تا الان هم ۶ چادر تامین شده است
عزیزانی که می توانند چادر تامین کنند که به بنده پیام دهند
و عزیزان دیگر هم در حد توان به یاد شهدا و خیرات امواتتان به کارت اعلامی زیر واریز بفرمایید
@jamandehazsoada
6037998213210783به نام: نوربخش شیخی اجرکم عند الله #در_راه_فتح_قله_ایم دعـ @rahiankhuz ✉️ـوت شهدایید
هدایت شده از 🇵🇸راهیـان نــور مـجازی🇮🇷
39.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#جدید 😍🖐
📽 نماهنگ سرود [هله یاالله]
🎉 ویژه اعیاد شعبانیه
🎤گروه سرود زهرائیون
💫تهیه شده در مرکز آفرینش های بسیج خوزستان
@basij_khoozestan
#در_راه_فتح_قله_ایم
دعـ @rahiankhuz ✉️ـوت شهدایید
🇮🇷 شهدای استان خوزستان 🇮🇷
برخی ها یک جمله نوشتند برخی ها سه جمله اگر امام خمینی(ره) نبود.... جمله ۱ . جمله ۲ . شما باید دو جم
عمو خادم الشهید از اهواز
اگر امام خمینی (ره ) نبود شاید اثری از اسلام ناب محمدی که ده ها سال مجاهدت مجاهدان، خون دل علما ، اشک چشم مادران شهدا، قطره های سرخ و گرم خون جوانان و پیران از لحظه ی « اقراء بسم ربک الذی خلق» تا اکنون یعنی ۴۶ امین بهار انقلاب اسلامی ایران ، نه کسی به اسم شهید سپهبد علی صیاد شیرازی ، نه سپهبد شهید قرنی ، نه سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی نه سید مقاومت شهید حسن نصرالله، نه عزیزی مثل شهید بهشتی نه عزیزی مثل شهید سید ابراهیم رئیسی نه هزاران شهید دیگر ، نه بیست میلیون شیعه در نیجریه ، نه حرمی از حرم های اهل بیت علیهم السلام در جهان ، نه مقاومتی ، نه مرگ بر آمریکایی ، نه عدالت خواهی، نه امیدی به ظهور حضرت حجتی ، نه اربعینی ، نه عزتی ..... نبود.
ممنون پیرمرد مهربان و دوست داشتنی ۸۶ ساله ای که با یک سوم سلامت قلب جسمانی اما دلی پر امید و ضمیری امیدوار این انقلاب را به خلف صالح ات تحویل دادی.
#امام_خمینی (ره)
#در_راه_فتح_قله_ایم
🌹 شهدای استان خوزستان
@kongereh_shohadaye_khouzestan
با همکاری
مجمع جهادگران استان خوزستان
دو قواره چادر دیگر تامین شد الحمدلله
و با همکاری مع فرهنگی سپاه خوزستان در هدایای فرهنگی و معنوی
و همکاری شرکت پست استان خوزستان
ان شاء الله به دست دو عزیز شهید دیگر که قبلاً ثبت نام شده بودند خواهد رسید ان شاء الله
هدیه ای از طرف شهدا
زهرایی بمانیم
#حجاب
#در_راه_فتح_قله_ایم
18.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپ پست بسته های هدیه از طرف شهدا
برای دو عزیز زهرایی
از خوزستان و لرستان
#در_راه_فتح_قله_ایم
هدایت شده از 🇵🇸راهیـان نــور مـجازی🇮🇷
**دلنوشته ی یک دختر ایرانی**
**به نام آن که آرامش را در سایه ی حجابش به من هدیه کرد...**
سالهاست که نفس میکشم، اما انگار تازه امروز زنده شدهام...
پیش از این، حتی در انبوه ثروت پدر، میان آن همه میهمانیهای پر زرق و برق، سفرهای رنگین خارجی و داخلی و در هیاهوی موسیقیهای حرام، گم شده بودم.
در چرخه ی بیپایان شبها، همرنگ پارتیها و نگاههای مسموم پسرهایی شدم که هر کدام تکهای از وجودم را با خود میبردند.
فکر میکردم «آزادی» یعنی بیحجابی، یعنی رها شدن از هر قید و بندی.
اما چرا هرچه بیشتر میدویدم، ته دلم خالیتر میشد؟
چرا انباشت خندههای مصنوعی، سکوت سنگین تنهاییام را پر نمیکرد؟
تا آن روز... تا آن سفر راهیان نور...
وقتی پایم به خاک گرم یادگاران دفاع مقدس رسید، بغض سالها بیتفاوتی ترکید. کنار مزار شهدا، نام یکی توجهم را جلب کرد
«شهید گمنام، ۱۶ ساله...».🌹
قبرش را بوسیدم و ناخودآگاه گریستم.
انگار صدایش از پشت زمان آمد: «خواهر، آرامش را جایی دیگر دنبال مکن. آرامش اینجا در شلمچه است، زیر باران عنایت خداست...».
وقتی برگشتم، در خواب، شهیدی را دیدم با چفیه ی سفید و تبسمی آرام. دستش را به سمت قلبم گرفت و گفت: «حجاب، سپر است، نه زندان. سیاهی حجاب تو ادامه همان راهی است که ما رفته ایم.
اگر حجابت را زمین گذاشتی شکست در عملیات تهاجمی و شبیخون دشمن حتمی است و اگر بر خدا توکل کردی و امانت مادرمان حضرت زهرا سلام الله علیها را محکم و با ایمان راسخ نگهدار بودی مثل ما پیروز و رستگار خواهی بود »
صبح که بیدار شدم، اشکهایم خشک شده بود، اما قلبم تازه میتپید.
عصر تصمیم را گرفتم. چادری خریدم و با استعانت از روح شهدا بر سر تاج بندگی را گذاشتم، عجیب بود ولی اولین بار بود که «آزادی» را در حجاب میچشیدم.
وقتی چادر را سرم گذاشتم، گویی پردههای ظلمت از روحم کنار رفت. حالا دیگر در خیابان، نگاههای هوسآلود جای خود را به احترام دادند.
موسیقیهای پرشور حرام، جایشان را به نوای قرآن و ذکر و مداحی داد.
حتی پدرم، که همیشه مرا در برندها تعریف میکرد، حالا به چشمان درخشانم خیره میشود و میگوید: «دخترم، تو را هیچوقت اینقدر زیبا ندیده بودم...».
آری، آرامش را یافتم؛ نه در ثروت و تجملات دنیا، که در سایه ی حجاب و حیا. امروز میدانم شهیدان، نگهبانان همیشهبیدار این راهند.
و من، که روزی اسیر ظواهر فریبنده بودم، اکنون با پوشش مقدسم، پرچمدار عشقی شدهام که مرزهای خاکی نمیشناسد...
** دختری که آفتاب، حجابش شد **
#در_راه_فتح_قله_ایم
دعـ @rahiankhuz ✉️ـوت شهدایید
هدایت شده از 🇵🇸راهیـان نــور مـجازی🇮🇷
**دلنوشته ی یک دختر ایرانی**
**به نام آن که آرامش را در سایه ی حجابش به من هدیه کرد...**
سالهاست که نفس میکشم، اما انگار تازه امروز زنده شدهام...
پیش از این، حتی در انبوه ثروت پدر، میان آن همه میهمانیهای پر زرق و برق، سفرهای رنگین خارجی و داخلی و در هیاهوی موسیقیهای حرام، گم شده بودم.
در چرخه ی بیپایان شبها، همرنگ پارتیها و نگاههای مسموم پسرهایی شدم که هر کدام تکهای از وجودم را با خود میبردند.
فکر میکردم «آزادی» یعنی بیحجابی، یعنی رها شدن از هر قید و بندی.
اما چرا هرچه بیشتر میدویدم، ته دلم خالیتر میشد؟
چرا انباشت خندههای مصنوعی، سکوت سنگین تنهاییام را پر نمیکرد؟
تا آن روز... تا آن سفر راهیان نور...
وقتی پایم به خاک گرم یادگاران دفاع مقدس رسید، بغض سالها بیتفاوتی ترکید. کنار مزار شهدا، نام یکی توجهم را جلب کرد
«شهید گمنام، ۱۶ ساله...».🌹
قبرش را بوسیدم و ناخودآگاه گریستم.
انگار صدایش از پشت زمان آمد: «خواهر، آرامش را جایی دیگر دنبال مکن. آرامش اینجا در شلمچه است، زیر باران عنایت خداست...».
وقتی برگشتم، در خواب، شهیدی را دیدم با چفیه ی سفید و تبسمی آرام. دستش را به سمت قلبم گرفت و گفت: «حجاب، سپر است، نه زندان. سیاهی حجاب تو ادامه همان راهی است که ما رفته ایم.
اگر حجابت را زمین گذاشتی شکست در عملیات تهاجمی و شبیخون دشمن حتمی است و اگر بر خدا توکل کردی و امانت مادرمان حضرت زهرا سلام الله علیها را محکم و با ایمان راسخ نگهدار بودی مثل ما پیروز و رستگار خواهی بود »
صبح که بیدار شدم، اشکهایم خشک شده بود، اما قلبم تازه میتپید.
عصر تصمیم را گرفتم. چادری خریدم و با استعانت از روح شهدا بر سر تاج بندگی را گذاشتم، عجیب بود ولی اولین بار بود که «آزادی» را در حجاب میچشیدم.
وقتی چادر را سرم گذاشتم، گویی پردههای ظلمت از روحم کنار رفت. حالا دیگر در خیابان، نگاههای هوسآلود جای خود را به احترام دادند.
موسیقیهای پرشور حرام، جایشان را به نوای قرآن و ذکر و مداحی داد.
حتی پدرم، که همیشه مرا در برندها تعریف میکرد، حالا به چشمان درخشانم خیره میشود و میگوید: «دخترم، تو را هیچوقت اینقدر زیبا ندیده بودم...».
آری، آرامش را یافتم؛ نه در ثروت و تجملات دنیا، که در سایه ی حجاب و حیا. امروز میدانم شهیدان، نگهبانان همیشهبیدار این راهند.
و من، که روزی اسیر ظواهر فریبنده بودم، اکنون با پوشش مقدسم، پرچمدار عشقی شدهام که مرزهای خاکی نمیشناسد...
** دختری که آفتاب، حجابش شد **
#در_راه_فتح_قله_ایم
دعـ @rahiankhuz ✉️ـوت شهدایید