eitaa logo
کوخَک
160 دنبال‌کننده
351 عکس
28 ویدیو
4 فایل
بسم الله عکس کانال: اثر فاطمه سادات مظلومی من اینجام👇 @m_borzoyi
مشاهده در ایتا
دانلود
کوخَک
. این بخش از صحبت آقای حائری شیرازی مرا یاد سطرهای اول وصیت‌نامه امام رحمه الله انداخت. جایی که دارند از ثقلین صحبت می‌کنند؛ تکرار وصیت پیامبر(ص) در ابتدای وصیت خودشان. امام روح‌الله می‌فرمایند؛ این دوتا(ثقلین) به هم وصلند. اگر کسی به هرکدام ظلم کند، به دیگری هم ظلم کرده و ظلم به همه بشر کرده، نه فقط مسلمانان! چرا بشر؟ امام دین را وسیله انسان‌سازی و ساخت بشر برای زندگی سعادت‌مند می‌بینند. حالا اگر من دین را خراب کنم، به غیر مسلمان هم خیانت کردم. چون آن غیر مسلمان هم با این دین پرخدشه، نمی‌تواند دین‌دار شود. فرض کنید، یک بیمار محتاج داروی خاصی است، یکی برچسب دارو را کنده. نمی‌داند این دارو برای چیست. مجهول شده. دارو هست، نام و نشان ندارد. کسی که برچسب را کنده، قطعا ظلم کرده. مرگ این بیمار به گردن ظلم‌کننده هم هست. به راحتی در مورد قرآن و عترت هم می‌شود این موضوع را مطرح کرد. ما هر خدشه‌ای به دین بزنیم ظلم به کل بشریت کردیم نه فقط مسلمانان. ‌ خدمت امام به دین، رو آوردن مردم به دین بوده. امام باعث شد درخشش دین بیشتر شود و مردم غیر مسلمان، مسلمان شوند. یا اتفاقاتی که مقاومت مردم غزه و اتصالشان به قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام در جهان ایجاد کرد و مردم دنیا را کشاند دنبال نسخهٔ مقاومت. ‌ @koookhak
کوخَک
♨️ جلسه نقد کتاب «مادران میدان جمهوری» 🗓️ چهارشنبه، 3 دی 1404 📌 مکان: سبزوار، چهارراه دادگستری، پات
. امروز ساعت ۱۵ به روایتی جلسه نقد کتاب مادران میدان است در محل پاتوق کتاب سبزوار. دوستانی که از هفته‌ها قبل بلیط رزرو کرده‌اند، از پرواز و قطار و اتوبوس و سایر وسایل نقلیه جا نمانند. به امید دیدار
کوخَک
. دو روز مانده به پرواز ماهواره‌ها به سمت آسمان، یک برش از مطلب شماره دوم سها درباره دختران فضایی را در بهخوان به اشتراک گذاشتم. هنوز چند دقیقه‌ای نگذشته بود که سیل پسندها و یادداشت‌ها روانه پست شد. پیش‌بینی‌ام درست از آب درآمده بود. این قاب از توان و پیشرفت آدم‌ها و خصوصا زن‌های کشور، مثل هزاران نمونه مشابه‌اش از چشم خیلی‌ها دور مانده بود. هرکس آمد ذوق و شوق‌اش را یک جور زیر پست نشان داد. به خصوص دخترهای دهه هشتادی. ‌ چندین و چند پیام توی قسمت شخصی برایم گذاشتند. نوشته بودند؛ فکر نمی‌کردم دخترها را اینجاها راه بدهند. اصلا مگر رشته‌های مهندسی بازار کار برای دخترها دارد. پس این‌هایی که می‌فرستند آسمان واقعی‌ست. توی این سن و سال کم، انقد بهشان اعتماد شده... هرکدام ازین جمله‌ها را که می‌خواندم یاد قصه دو خانم مهندس جوان توی نشریه می‌افتادم. ‌ وقتی نرگس قلی‌زاده‌ که فقط ۲۶ سال دارد و تعریف می‌کرد بعد از فارغ‌التحصیلی برای گذراندن دوره کارآموزی، پایش به شرکت امید فضا باز شد و دیگر نتوانست دل بِکَند. امید فضا یعنی همان جایی که با دو سه نفر از دور میز یک کافه جان گرفت و کم‌کم توانست جای کوچکی برای خودش اجاره کند، با چند دست میز و صندلی. ‌ چه‌قدر هم اسم این مجموعه بهش می‌آمد. اینجا فقط امید فضا نبود. خانه امید همه این جوان‌های کم سن‌و‌سال بود. جوان‌هایی که با اعتماد رییس شرکت، همه کارها سپرده شد بود دستشان. جایی که آدم‌هایش حاضر بودند هشت، نه ماه بدون حقوق پایش بایستند، روزی ده، دوازده ساعت کار کنند، چون به قول خودشان چشم‌انداز آینده‌اش معلوم بود. می‌دانستند بالاخره کار به یک نقطه‌ای می‌رسد. نه این که فقط حرف خشک و خالی باشد. مثلا تا ماهواره کوثر راه بیفتد و آماده تست شود می‌نشستند دور هم تا برای کاربردی کردن عکس‌هایش برنامه بریزند. جایی که خانم مهندس جوان را به آنجا رسانده که می‌گفت؛ نباید دنبال یک چیز حاضر و آماده باشیم. چون قرار است خودمان هم مثل همان کار، بزرگ شویم و قد بکشیم. ‌ زهرا کشاورز ۲۵ ساله هم از تجربه ساختن یک چیز عینی و ملموس روایت کرد که باعث شد توی شرکت امید فضا ماندنی شود. زهرا می‌گفت؛ رییس شرکت، آقای شهرابی جرات اشتباه کردن و نتیجه نگرفتن به ما داد. همیشه حرفش این بود که باید جلو برویم و هرچه در چنته داریم بگذاریم وسط. آن‌وقت اگر نتیجه نگرفتیم می‌رویم سراغ پیدا کردن راه‌حل. ‌ حرف‌های این دو خانم مهندس جوان را که می‌گذاری کنار هم، می‌بینی اعتماد، امید به آینده و به کار بستن چیزهایی که سال‌ها سر کلاس درس یاد گرفته‌اند از آن‌ها توی این سن‌ کم، آدم‌های با انگیزه و اراده‌ای برای خودشان و کشورشان ساخته که راحت سختی‌ها را کنار زده‌اند و آمده‌اند جلو. ‌ اما مهم‌تر از همه این‌ها آن حلقه‌ایست که واسطه شده بین پیشرفت‌ها و مردم. نشسته پای صحبتشان تا از دلش روایت پیشرفت دربیاورد و این آدم‌ها و تخصصشان را بگذارد جلوی چشم مردم. تا وقتی یک روز غروب، تلویزیون صحنه‌های پرتاب ماهواره را نشان داد دیگر فقط یک جسم سفت آهنی نبینند. دیگر هزار بار پیش خودشان نپرسند اصلا ماهواره چیست و به چه درد می‌خورد. همان جور که چشم دوخته‌اند و دارند اوج گرفتن ماهواره را تماشا می‌کنند. صدای نرگس‌ها و زهراها و صدها آدمی که دارند در جای جای کشور، عرصه‌ای را فتح می‌کنند بپیچد توی گوششان. آن وقت این تولیدات وطنی یک رنگ و ارزش دیگر می‌گیرد. می‌آید و درست می‌نشیند گوشه قلب‌شان. ‌ @koookhak
. سلام و ارادت دوستان احتمالا مدتی نتونم اینجا پیام بذارم. اگر مایل به دنبال کردن مطلب ناچیز بنده بود، تشریف بیارید پیام‌رسان بله https://ble.ir/koookhak