eitaa logo
کوتاه و شنیدنی
47.1هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
11هزار ویدیو
87 فایل
✳️برای رزرو تبلیغات در مجموعه اَسرا بر روی لینک زیر کلیک کنید👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2186347655C6187e57a27 🔴تبادل نظر https://eitaayar.ir/anonymous/WB0Z.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
10.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔖منبر کوتاه 🔖 🎥 🔅حال حضرت زینب (س) و ام کلثوم (س) پس از (س) 🔰 💽 @kotahshenidanie 💽
⚫️ شهادت غریبانه‌ی حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در تاریکیِ خرابه‌های شام، صدای ناله‌ای از جگر خونین برخاست: «پدر... پدر کجاست؟» عمه‌اش آغوشش را تنگ کرد و با چشمانی اشکبار پاسخ داد: «فرزندم... او به سفری دور رفته...» رقیه (س)، با دلِ بی‌قرار، در گوشه‌ای از آن ویرانه زانوی غم بغل گرفت و به خواب رفت... اما ناگهان از خواب پرید و باز فریاد زد: «پدر را می‌خواهم! چرا صدایم را نمی‌شنود؟!» صدای گریه‌اش چنان بلند شد که همه‌ی اسیران را به شیون واداشت... یزیدِ سنگدل، وقتی از ماجرا باخبر شد، دستور داد سر بریده‌ی امام حسین علیه‌السلام را نزد او ببرند... وقتی سرِ پدر را پیش رویش گذاشتند، رقیه(س) با چشمانی معصوم پرسید: «این سرِ کیست؟» «سرِ پدرت است...» ناگهان، آن کودکِ یتیم، سرِ خونین پدر را به سینه چسباند... بر پیشانی‌اش بوسه زد و با صدایی لرزان گفت: «پدر جان! چه کسی صورت تو را به خونت رنگین کرد؟ چه کسی گردنت را برید و مرا یتیم گذاشت؟...» سپس، لب‌های کوچکش را بر لب‌های پدر گذاشت... و در حالی که اشک‌هایش مانند باران بر گونه‌های پدر می‌ریخت، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد... (س)