eitaa logo
صلّی‌اللّه‌علــیكِ‌یافاطــمه‌‌الزهــــرا
431 دنبال‌کننده
10.2هزار عکس
6.2هزار ویدیو
36 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
• 💠🌷💠 📄 بخشی از وصیت شهید: ✍🏻 من خود را در حدی نمی‌دانم که بخواهم نصیحت یا پندی داشته باشم. نمی دانم. فقط در چند جمله می‌گویم که؛ 🔆 اولا برای غربت و دلخونی حضرت بقیه الله آقا (عج) و تعجیل در فرجش زیاد دعا کنید. 🔆 ثانیاً پشتیبان ولایت فقیه باشید. 🔆 ثالثا و عفت را رعایت کنید. 🤲🏻 پناه می برم به خداوند مهربان و از او می خوام شهادت با عزت را نصیبم کند. خدایا در این عمر نام عبدالحسین دانشگاه امام حسین لشکر ۱۴ امام حسین گردان ۱۰۴ امام حسین. خدایا خودت من را در راه امام حسین قرار دادی پس قربانی امام حسین کن! 🌷 شهید مدافع حرم ⚘یادش گرامی با ذکر صلوات⚘ @labeik_ya_fatemata_zahra
• 💠🌷💠 💚 اخلاص حسن شاطری نسبت به حزب الله لبنان و تقدیس مقاومت و محبت ویژه اش به سید حسن نصرالله برخاسته از عشقی بی مثال نسبت به جهاد و مجاهدین بود، او اعتقاد داشت که رهبری سید حسن نصرالله نعمتی از جانب خداوند است و کار در لبنان را فرصتی برای کار ذیل حزب الله لبنان به شمار می آورد. 🌿🤝 اولین دیدار شهید حسن شاطری پس از ورود به لبنان، دیدار با بود و در آن دیدار وظایفی را که در زمان حضور در لبنان به آن خواهد پرداخت شرح داد و موافقت اولیه را از ایشان دریافت کرد. ☝️🏻 سید حسن نصرالله کسی بود که مسئله تغییر نام حسن شاطری را مطرح کرد و پیشنهاد داد تا بین مردم با نام دیگری غیر از حسن شاطری معرفی شود. 🦋 وی هم بلافاصله پذیرفت و نام حسام خوشنویس برگزیده شد، نامی که تا زمان شهادت با آن شناخته شد. 🇮🇷 شهید حاج حسن شاطری معروف به حسام خوشنویس از فرماندهان سپاه قدس و مسئول بازسازی لبنان بود که ۲۴ بهمن ماه ۱۳۹۱ در مسیر دمشق به بیروت به منظور انجام کارهای ستاد بازسازی، به دست حامیان و مزدوران رژیم صهیونیستی به شهادت رسید. 🎙راوی: سلطان اسعد، معاون شورای اجرایی حزب الله لبنان 📙 معمار محبت، روایات و خاطراتی از زندگی سردار شهید حسن شاطری (مهندس حسام خوشنویس) 🌷 🕯 ایام شهادت ⚘یادش گرامی با ذکر صلوات⚘ @labeik_ya_fatemata_zahra
• 💠🌷💠 🔺نامه به کارگزینی برای کم کردن حقوقش! 📃 بسمه تعالی ✍🏻 اینجانب دارای چهار هكتار زمین زراعتی آبی و خشكه می باشم و حقوق من زیاد می باشد. 🔅لذا درخواست می نمایم كه در اسرع وقت از حقوق ماهیانه من حدود دو هزارتومان كسر نمائید. خداوند همه ما را خدمتگزار اسلام و امام قرار بدهد. 📝 ذبیح الله عالی ⚠️ این نامه رو ‎حقوق نجومی بگیرها بخونند و از خجالت بمیرند. ⚘یاد شهدا گرامی با ذکر صلوات⚘ @labeik_ya_fatemata_zahra
• 💠🌷💠 ❤️ عشق او به شهدا تمامی نداشت، به گونه‌ای که هر سال کل ایام تعطیلات عید نوروز را در مناطق جنگی و به عنوان خادم الشهدا حضور داشت. 🕌 ایام تابستان هم به زیارت امام رضا علیه السلام می رفت و بعضی مواقع به مدت یک ماه ساکن مشهد مقدس بود و حتی یک ماه رمضان به طور کامل در آشپزخانه حرم مشغول به خدمت به زوّار بود. 🌷 ⚘یادش گرامی با ذکر صلوات⚘ ‌@labeik_ya_fatemata_zahra
• 💠🌷💠 📃 فرازی از وصیت نامه شهید: ▪️«از مادرم می‌خواهم که خبر شهادت من را شنید هرگز از پدرم دلخور نباشد که رضایت داد در این راه قدم بردارم. چون میل خودم بود و خیلی دوست داشتم مرگم را خودم انتخاب کنم و چه مرگی بهتر و بالاتر از شهادت و جهاد در راه حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س)‌. 🤲🏻 از پدرم و مادرم عاجزانه می‌خواهم که مرا حلالم کنند و دعایم کنند. پدر و مادر و خانواده عزیزم... اگر خبر شهادت من را شنیدید صبور باشید و بر من گریه نکنید و بر حسین(ع) و حضرت زینب(س) و اهل بیت و مصیبت‌ هایشان‌ گریه کنید‌. 🦋 بنده جان ناقابلی در راه اسلام داده‌ام‌، اما حسین(ع) نه تنها جان خود بلکه تمام اهل‌بیتش را فدای دین و جهاد در راه خدا کرد. دعا کنید و شاد باشید که خداوند پسرتان عمار را انتخاب کرده و خوشحال و سربلند باشید. 🌷 🕯 تاریخ شهادت (۱۳۹۵/۱/۲۴) ⚘یادش گرامی با ذکر صلوات⚘ __________________________ @labeik_ya_fatemata_zahra
• 💠🌷💠 ❓برخی از دوستان از ما می‌پرسند که شخصیتِ علی‌عباس کجا و چگونه شکل گرفت که الگوی بسیاری از جوانان شد و مجموعه ای از صفات عالی انسانی را در خود به وجود آورد؟ 🕌 شخصیت برادر ما، در مسجد شکل گرفت. او در مسجد جوادالائمه و در محضر اساتید و علما حضور داشت و استفاده می‌کرد. او تلاش می‌کرد به آموخته هایش عمل کند و در این راه موفق بود. 🎓 علی عباس دانشجو و طلبه ممتازی بود که به عشق امام رضا علیه السلام دانشگاه مشهد را انتخاب کرد. 💌 روز آخر قبل از عملیات نامه ای برای حضرت نوشت و گفت: آقا دلم تنگه براتون... ⚰ روز بعد شهید شد و پیکرش اشتباهی به مشهد رفت ودر حرم تشییع شد! 📙 کتاب "دلم تنگه براتون" اثر گروه شهید هادی 🌷 ⚘یاد شهدا گرامی با ذکر صلوات⚘ ________________________ @labeik_ya_fatemata_zahra
• 💠🌷💠 🌌 شانزده سال بیشتر نداشت. یک شب باهاش صحبت کردم. علی می‌گفت: ☝️🏻هیچ چیز این دنیا من را راضی نمی‌کند. 💷 رفتم دنبال پول، شهرت، تحصیل و... اما به این نتیجه رسیدم که هیچ چیزی در این دنیا مرا سیر نمی‌کند... 🚩 بهترین چیزی که به ذهنم رسید حضور در جبهه بود. ❓یک نفر از من پرسید برای چه به جبهه آمدی؟ ✋🏻 گفتم برای دیدار با (عج) 🌷 طلبه دنیا را سه طلاقه کرد و راهی جبهه شد و به آنچه می‌خواست از جمله دیدار با مولایش رسید... 📙 برگرفته از کتاب بیا مشهد، اثر گروه شهید هادی ⚘یاد شهدا گرامی با ذکر صلوات⚘ @labeik_ya_fatemata_zahra .
• 💠🌷💠 🤲🏻 چهل و یک سال فقط الحمدلله 🕌 هر بار زیارت می‌رفتیم یا در شب‌ های خاص به ایشان می‌گفتم برای سلامتی خودتان دعا کنید. ⏳مکثی می کردند و می‌گفتند: 🛌 هرگز، خدا چیزهایی به من داده که حاضر نیستم آنها را با هیچ چیز عوض کنم. 🤲🏻 بعد ادامه می‌دادند: تنها دعای من فرج و اینکه بتوانم ایشان را یاری کنم و دعا برای رهبر عزیزم و حفظ جمهوری اسلامی است. 👌🏻یک بار گفتند: اوایل جانبازی نادان بودم و برای سلامتی خودم دعا می‌کردم، اما حالا خداوند لذت‌هایی به من عطا کرده که توصیف شدنی نیست... 📙 خاطرات جانباز 🌷 🌷 ⚘یاد شهدا گرامی با ذکر صلوات⚘ @labeik_ya_fatemata_zahra .
• 💠🌷💠 ✋🏻 پارسال که می‌خواستیم برویم گذرنامه‌اش را گذاشت و گفت که برای اربعین بر می‌گردم. ❓نزدیک اربعین گفتم: آقا مهدی بر می‌گردی یا نه؟ ☝️🏻گفت: بابا من به کربلا رفته‌ام. آنجا اطراف آقا امام حسین(ع) و آقا ابالفضل(ع) خیلی شلوغ است اما من دوست دارم که اربعین کنار حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) باشم که خیلی غریب و خلوت است. 🕌 ما اربعین به کربلا رفتیم در حرم حضرت اباعبدالله حسین (ع) گفتم خدایا آنچه که صلاح و خوبی مهدی است نصیبش گردان. 🤲🏻 مادرش هم همین دعا را کرد. 🎙به روایت پدر شهید 🌷 ⚘یاد شهدا گرامی با ذکر صلوات⚘ _________________________ @labeik_ya_fatemata_zahra .
• 💠🌷💠 🔗 زنجیرهایی به یاد (ع) 🚙 مهدی می گفت: رفته بودم روستا. 👑 همه طرفدار سینه چاک شاه بودند و من هم طرفدار امام خمینی. بحث مان خیلی بالا گرفت تا جایی که مقابل هم ایستادیم. عصبانی شدند و با زنجیر افتادند به جان من. 🔗 هر گاه یاد زنجیرهای آن روز می افتم، یاد امام موسی کاظم (ع) را برایم تداعی می کند. کاش دوباره ضرب شلاق ها تکرار می شد تا درک می کردم امام موسی کاظم (ع) چه رنج هایی کشیدند. 🎙 راوی: یونس شمس الدینی 🌷 شهید مهدی توسن 📙 کتاب خاکریز هزار و یک؛ خاطرات شهید مهدی توسن، نوشته حسین فاطمی نیا. @labeik_ya_fatemata_zahra .
• 🕕 💠🌷💠 ✋🏻 من نمی‌خواهم بهتر از بقیه باشم!! 🎓 در دوره دانشجویی با هم بودیم. من سعید را می‌دیدم و مجذوبش می‌شدم. دقت که میکردم انگار همه این حس را داشتند. البته بعضی‌ها هم لجشان در می‌آمد؛ اما سعید هم باهوش بود، هم خوب عمل می‌کرد. هم اهل سوال و پرسش بود و خستگی نداشت. آنقدر که استاد ها می ماندند برای جواب دادن به این پسر. هم منظم بود و هم مؤدب بود آن هم شدید. خلاصه همه جور دوست داشتنی بود. 🚪من یک روز به شوخی سعید را کشیدم کنار و گفتم: ⁉️ «سعید بسه دیگه. چرا آن‌قدر خودت رو تو دل این و آن جا می کنی؟!» 👤 زدم روی شانه سعید و با لحن شوخی گفتم: ☝️🏻«اصلا تو بهتر از همه! تو بهتر از عالم و آدم! توی بهتر از همه ماها! خوبه؟» 💭 کمی فکر کرد. به یک جا زل زده بود. بعدش گفت: ⁉️ «اما من اصلا نمی‌خوام بگم بهتر از شماهام! چرا اینطوری فکر کردی؟! من فقط دوست دارم بتونم بهتر از خودم بشم، بهتر از دیروزم.» ‼️ عجب حرفی زد! تواضع در درون این همه خوبی بیشتر موج میزد. دقت بیشتر که کردم، دیدم هوش و توانایی جسمی و... نیست که آنقدر این پسر را درون دل ها جا می کند؛ این تواضع و ایمانش بود که عجیب جذب میکرد! 🎙راوی: شیرمحمدی، دوست و هم کلاس 📙 برگرفته از کتاب فقط برای خدا، ص ١٧٠. 🌷 🕯 سالروز شهادت (۱۳۹۴/۱۱/۱۶) ⚘یاد شهدا گرامی با ذکر صلوات⚘ _________________________ @labeik_ya_fatemata_zahra .
• 💠🌷💠 ✋🏻 می‌گفت: من یه چیز را خودم امتحان کردم و اثرش را در زندگی ام دیدم... از یک زمانی تصمیم گرفتم امام زمان (ع) را در مالم شریک کنم. 💳 هر ماه یک قسمتی ولو اندک از درآمدم را به نیت امام زمان (ع)، خرج کمک به افراد نیازمند می‌کردم. ⭐️ این کار باعث برکت عجیبی در مالم شد، طوری که تصورش را هم نمی‌کردم ... 🌷 ⚘نثار روح مطهرش صلوات⚘ _______________________ @labeik_ya_fatemata_zahra .