ݪَبْݒَࢪ
گر ز آمدنت خبـر بیارند ؛ من جان بدهم به مژدگانی (:
بیا فقط خبر بده مرا قبول کردهای
سپس سر مرا ببر بجای مژدگانیت
-
کاظمبهمنی
شـانههای خستهام در خدمت زلف شما ،
اخمهای هر شب چشمان نازت مال من .
-
صائبتبریزی
واسه من ویس های طولانی نفرستین چون به آخراش میرسم یادم میره اولاش چیا گفته بودین.
مچکرم
ݪَبْݒَࢪ
واسه من ویس های طولانی نفرستین چون به آخراش میرسم یادم میره اولاش چیا گفته بودین. مچکرم
من ک معمولا ویس ها رو گوش نمیدم😁