نظر سنجی:
میخوام هر شب قبل خواب یه داستان ترسناک ۱۰۰تا۲۰۰کلمه ای بنویسم و بزارم.😈
(نظرات منفی را در صندوق هدایا نذورات بیاندازید🦻🏻)
همیشه اینطوریه که با بچه ها خیلی خوبم.
اما خدا دور کنه با اون بچه صمیمی بشم😂😂
دهه ی محرم من مسئول مهد کودک مسجد بودم.
شب اول اینطوری بود که اسم بچه ها رو میپرسیدم.
من: عزیزم، چه دختر خوشگلی اسمت چیه؟ & چه گل پسری اسمت چیه اقا؟
شب دوم اینطوری بود که: چطوری علی
مرضیه ی خوشگل.
و از شب های بعد رفتار مادر اون بچه یا خانوادشو با کودک میدیدم و همون شکلی.
یه پسری رو من پذیرش کردم توی مهد که۸ سالش بود، این با خواهر کوچیکش و داداش کوچیک تر از خواهره میومدن.
یعنی انقدر این سه تا شر بودن که من از همون شب دوم به بعد نتونستم خودمو کنترل کنم.
دقایق اول باهاشون اینطوری بودم: چطوری داش گلم.
دقایق آخر: بشین جان مادرت محمد نکن.
تورو قرآن بشین.
این بچه روی من کراش بود و فقط میخواست توجه جلب کنه.😂😂
شب آخر گریش گرفت.
یادمه بهش لگد زدم.
اون زد تو سرم.
کلا درگیر بودیم.
طاها که پسر خواهرم بود اونقدر بهم نچسبید که این بشره شر چسبید😂😂😂😂
#ماجرا_های_من_در_محرم
@labpar
ݪَبْݒَࢪ
زالاوا رو ببینید خدا وکیلی قشنگه
مغز استخوان رو ببینید
یعنی نگم ...
اصلا...
ݪَبْݒَࢪ
مغز استخوان رو ببینید یعنی نگم ... اصلا...
از تجربیاتت با علی نمیخوای بگی؟
همین نیم ساعت پیش...
ݪَبْݒَࢪ
از تجربیاتت با علی نمیخوای بگی؟ همین نیم ساعت پیش...
آبجیییییییییییییییییی💔😂😂😂
ݪَبْݒَࢪ
با هشتگ #از_لذات_دنیوی لذاتی که فکر میکنید لذات دنیوی هستن و بگید https://harfeto.timefriend.net/168
لذت مالیدن دست غذایی به شلوار 😈
البته مامان نبینه
#از_لذات_دنیوی
ݪَبْݒَࢪ
نظر سنجی: میخوام هر شب قبل خواب یه داستان ترسناک ۱۰۰تا۲۰۰کلمه ای بنویسم و بزارم.😈 (نظرات منفی را د
فعلا ترسناک کنکله.
چون خیلی وقته ترسناک ننوشتم و خودم با چیزی که نوشتم نمیترسم پس
کنکله😒😒😒😒😒😒😒
ݪَبْݒَࢪ
. داغی اشک وقتی پشت پلک های بسته باشد کمی ارامم میکند. صدای باز شدن در می آید و بلافاصله جیغ روکش
🔪اینو خوندید که امتحان تستی بگیرم ازش؟؟؟