ݪَبْݒَࢪ
فرق قصه گفتن باباهای بچه های مردم با بابای من: بابای بچه های مردم :یه شب یه پری کوچولو ....... بابای
بابای ما بابا اولیه است.
داستان روباه و شتر.
داستان شغال و خروس
داستان های کلیله و دمنه.
خلاصه که اره...
سیزه هر وقت تنهام من رو اینطوری میترسونه و امید به نترسیدن میده:
زیر تخت سرکه بریز دوست دارن😂😂
ݪَبْݒَࢪ
همیشه اینطوریه که با بچه ها خیلی خوبم. اما خدا دور کنه با اون بچه صمیمی بشم😂😂 دهه ی محرم من مسئول مه
بعضی از بچه ها معلوم بود مادر پدرشون با فرهنگ و مودبن.
آدم نمیتونست از گل نازک تر بگه بهشون.😂😂😂
این بچه ها به دو دسته تقسیم میشدن.
دسته ی اول: اونایی که واقعا مودب بودن.
دسته ی دوم: اونایی که میخواستن مودب باشن.
دقیقا اینطوری بود که مامانه تو خونه مثلا با داد میگه: آقا امیر محمده پدر س*گ لطفا بشینید.
بچه هم یاد گرفته بود مودبانه فحش بده.
بهم یه دختر بچه ی خوشگل گفت: شما پدر س*گین که بهم دوتا آبنبات چوبی ندادین خاله.
و من مونده بودم چه بگویم😂 نگفته هم پیداااااااااااست، غم این دل مگر یکی و دوتااااااااست.😔😂
#ماجرا_های_من_در_محرم
@labpar