این ماه رمضونیه
طوری وارد این ماه نشی که کینه ی کسی رو هم مثل مهمون ناخونده ببری داخل مهمونی!
کینه و بغض و ...
مگه آدم مهمونی رفتنی با لباس کثیف میره ؟🦠🧻🧽
اینجا لباس استعاره از قلب است.😁😎
خلاصه که اول به خودم میگم.🍬
ان شاء الله که همرو ببخشیم و بریم برا مهمونی.
تازه این مهمونی جایزه ام داره 🎁
یکی از جایزه هاش اینه که خوابت و نفسات هم ثواب داره.
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل 😄.
وقتی که به این فکر میکنم که چقدر خدای مهربونی داریم گریم میگیره.
یه گریه ی خاص.
که از شرمندگیه!
این دیالوگو با داد و شرمساری بخونید:
حاجییی تو انقدری منو دوست داری که حد نداره اما من بازم کم میذارم.
فکر کن که از رگ گردن بهت نزدیک تره
انگار خودته. تصور نزدیک تر از گردن به خود آدم خیلی سخت و اصلا نشدنیه.
ولی چقدر هحهاییه این حس.
این اشکی که داره میاد و تو میدونی با اینکه صد تا گناه کردی اما اون منتظره که تو بری دوباره با گریه بپری بغلش و بگی غلط کردم.
اونم بگه میدونستم بر میگردی قشنگم.
(دیالوگ و شرح صحنه صرفا برای تفهیم بیشتر است😄)
خلاصه که اگر باز دستشو ول کردی و از بغلش خودتو انداختی زمین.
خدای خیلی مهربون ما آغوش باز کرده میگه بیا بغلم، اوخ شدی؟ خودم خوبش میکنم. تو گریه نکن.
این سبکیه بعد گریه مناجات با خدا که میاد سراغتون دقیقا یعنی خدا اوخ شدگی رو خوب کرده.
قاعدتا اینجا باید تموم کنم 😁
یاعلی