وقتی بابا به علی میگه برو خوراکی های خاله فاطمه رو بهش بده!
علی خوراکی هارو میاره تو اتاق.
علی: گالاباته کوآلیلات! (ترجمه: خاله فاطمه خوراکی هات.)
من: ممنونم قشنگم.
تنها تونستم یه عکس بگیرم و بعد اومد خوراکی هارو به زور ازم گرفت و برد.
"این است زندگی یک خاله فاطمه"
@labpar