هرگز گمان نمیکردم که روزی بشقاب غذا، چشمانم را خیس کند. این روزها، حال غریبی دارم؛ آشپزخانهام انگار هیأت عزاداری است. قابلمهها برایم روضه میخوانند. بغضم را مثل زودپز فرومیخورم تا از درون بسوزم. اشکم را پای پاک کردن پیاز میریزم تا کسی نفهمد. اگر به خاطر بچهها نبود، اصلاً دست و دلم به پخت و پز نمیرفت. امان از عکسهایی که روحم را خراش میدهد. امان از چشمهای بیرمقی که جانم را میتراشد. امان از صداهای الجوع و العطشی که رهایم نمیکنند.
قاشقهای غذا را که در دهان بچهها میگذارم، قلبم فشرده میشود. سر سفره، به چه زحمتی اشکهایم را پنهان میکنم. به چه حالتی لرزش صدایم را میگیرم. این اندوه سنگین را پیش که برم؟ قصهٔ پرغصهٔ کودکان غزّه دلم را کباب کرده. این روزها اندوهم را دعا میکنم: خدایا! فرزندانم را به امید یاری بندگان مظلوم تو سیر میکنم. با هر جرعه آبی که از دستان من مینوشند، نفرت از دشمنانت و عشق به شهادت در مسیر خدمت به دوستانت را در وجودشان جاری کن.
✍#زهرا_محسنی_فر
https://eitaa.com/joinchat/963837996C814ca55648
تا پیش از نقطهٔ جوش، قورباغه با خونسردی در قابلمهٔ روی اجاق گاز شنا میکند. شاید ابوعطا هم بخواند. قورباغه، آگاهی محیطی ندارد ولی با قدرت اُختپذیری محیطیاش زنده میماند. این موجود بیخبرِ تابآور اما آستانهٔ پختگی دارد. قورباغه معنای حرارت را وقتی میفهمد، که دیگر فهمیدن به کارش نمیآید. آن زمان که ابوعطا میخواند، باید خونش به جوش میآمد و جست و خیزی میکرد و بیرون میپرید، نه وقتی که خونش به جوش آمده و به جلز و ولز افتاده. خو گرفتن و ظرف زمانه را نشناختن، بحران را عادیسازی میکند و قورباغهٔ خام را پخته.
دنیا در قبال #غزّه دارد قورباغهپز میشود. تکرار فزایندهٔ اخبار داغ از گرسنگی و مرگ کودکان و افزایش پلکانی قربانیان در آن باریکهٔ بیپناه، انگار فتیلهٔ اجاق دنیا را کمکم بالا داده تا وجدانهای خونسرد با تطبیقپذیری محیطی، بحران را هضم کرده و جنایت را عادیانگاری کنند. غزّه در آستانهٔ نقطهٔ جوش است و چیزی تا مرگ دستهجمعی مردمش از گرسنگی فاصله ندارد، اما خون در رگ دنیا به جوش نمیآید. زندگی ما روال عادی دارد و جزع و فزع کودکان غزّه کسی را به جنب و جوش برای جستن از حصار بیتفاوتی وانمیدارد. هشدار که اگر قابلمهٔ گرسنگان پر نشود، دیگ دنیا به جوش میآید. غزّه اگر فرو بریزد، دنیای خام پخته میشود.
✍#زهرا_محسنی_فر
https://eitaa.com/joinchat/963837996C814ca55648
هدایت شده از ایران همدل
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 غذا در غزه دیگر یک وعده نیست… بلکه رؤیایی است که از خاک جمع میشود؛ فلسطینیها در تلاش برای جمعکردن دانههای لوبیای ریختهشده روی زمین
🔹 پویش ایران همدل ادامه دارد و مردم از طریق زیر میتوانند به مردم مظلوم غزه کمک کنند:
شماره کارت: 6037998200000007
شماره شبا: Ir320210000001000160000526
کد دستوری: #14*
پرداخت مستقیم در KHAMENEI.IR
💻 irane-hamdel.khamenei.ir
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بگذار سوسه بیایند و چیتان پیتان ببافند. حیفِ لیچار که کسی بار این جماعت خز و خیل کند. وجدانهای بیدار و فطرتهای پاک، از گرسنگی و شهادت کودکان غزّه در تب و تابند، آنوقت وطنفروشانِ یکلاقبا خود را از قید شرف و چارچوب انسانیت رها کردهاند. میتوان از روی غفلت یا جهالت دشمن جمهوری اسلامی بود، اما با شرافت و آزادگی کودککشیِ اسرائیل را محکوم کرد. عجیب است که از مستربینِ زبانبسته هم صدای اعتراض به قحطی مصنوعی در غزّه بلند شده، ولی این جماعت قرشمال، یا خفقان گرفتهاند و یا مالهکش اسرائیل شدهاند.
✍#زهرا_محسنی_فر
https://eitaa.com/joinchat/963837996C814ca55648
چند سوراخ اضافه روی کمربند، ریش سفید نتراشیده، لبان خشکی که از تشنگی باز مانده، چشمانی که از پشت عینک، بیچارگی را فریاد میزند و چند دبّهٔ خالی که عنصر اصلی حیات را در غزّه جستجو میکند؛ تصویر پروفسور غانم العطار با این هیبت رقتانگیز، در شبکههای اجتماعی همهبین شد و احساسات مردم دنیا و بویژه دانشجویانش را برانگیخته کرد. غانم روزگاری هرم سلسهمراتب نیازهای آدمی را تدریس میکرد، در حالی که خود، فراتر از امنیت و عشق و احترام در قلهٔ هرم نشسته و در حال شکوفایی بود. اما امروز در تلاشی جانکاه برای تأمین ابتداییترین نیازهای فیزیولوژیکیاش در قاعدهٔ هرم دست و پا میزند. با این حال، چند روز پیش در مقابل کمپ آوارگان روی زمین نشسته بود و داشت با مردم سخن میگفت و جملهای طلایی بر زبانش نشست: «مهم نیست چه بلایی سرمان میآید. غزه دوباره ساخته میشود، حتی اگر فقط یک زن یا مرد جوان در اینجا باقی بماند.»
پیرمرد، گمشدهای بزرگ دارد. چیزی که نیست، اما احساس میشود. خلأیی که انباشته از تاریخ و هویت است. و این درد و خلأ برای سمیر با آن چرخ بیپدالش بسیار آشناست. گاهی قوزک پای راست سمیر میخارد و کاری از دست چپش برنمیآید. او از اینکه جای خالی چیزی بخارد، به تلخی میخندد. مغزش هنوز با نیستی کنار نیامده و باور به هستی را از دست نداده. غانم و سمیر هر دو جای خالی وطن را با پوست و استخوانشان احساس میکنند. مهم نیست که دبههای خالی غانم پر شود و مغز سمیر با اندام خیالیاش کنار بیاید. مهم این است که جای خالی فلسطین همچنان در ذهن میلیونها انسان ساکن غزه میخارد!
✍#زهرا_محسنی_فر
@lafzeghalam
🔴غزه، آزمون امروز اربعینیها
۶۶۶ روز پیش، شیطانتولهها صدای شیپور جنگ را در غزه نواختند. از آن روز انگار «نفخ صور» از آن باریکهٔ مهجور به سرسرای عالم پژواک میشود. سوت بمبهای سنگرشکن، حدیث هول قیامت در عالم ناسوت شده. صفیر گلولههای سرگردان، سفیر مرگ برای کودکان آواره شده. زوزهٔ خمپارههای پرسهزن، بیخ گوش اهل غزه الرّحیل میخواند. گهوارهٔ اطفال زبانبسته، ارابهٔ مرگهای بی سر و صدا شده. جنگندهبمبافکنهای اسرائیل، دیوار خانههای فلسطین را همچون دیوار صوتی درهم شکسته. الجوع و العطش، تکیهکلام خرد و کلان مردمان آن نوار بینوا شده. با این همه ضرباهنگ و طنین و آوای مظلومیت که در غزه میپیچد، دنیا سمفونی خاموشی مینوازد و در برابر گرسنگی کودکان، روزهٔ سکوت میگیرد.
بله غزه شاهد آخرالزمان است و دنیا تماشاچی محشر غزهنشینان. و هنگامهٔ تماشایی حق و باطل را بیطرفی، بیشرفی است. هلا که آهِ مظلوم فقط دامنگیر ظالم نیست؛ گریبانگیر بیموضعان و بیحرکتان عالم هم میشود. هان که نمیتوان صمٌ بکم گرسنگی و نسلکشی مسلمانان را دید و لام تا کام چیزی نگفت. نسبت ما با شعب ابیطالب غزه، نسبت عاشورا و اربعین است. نمیتوان امروز در طریقالحسین قدم گذاشت، اما راه و رسم ستمگرسوز سیدالشهدا (ع) را پاس نداشت. نمیتوان از چرب و شیرین سفر مشایه خورد و از سفرهٔ خشک و خالی غزه نگفت. در منطق محمدی امّت، نمیتوان وفور نعمت حسینی را در عراق دید و برای وفور نقمت اهل غزه کاری نکرد.
اربعین، نمایش قدرت نرم اسلام در به صف کردن مسلمانان به سوی آرمانهای امّت واحده است. اگر فرصت اربعین برای مهمات جهان اسلام خرج نشود، این آیین باشکوه مذهبی از جنس «مناسک میانتهی» خواهد شد. اگر محشر مشایه، میلیونها دلدادهٔ حسین (ع) را برانگیخته نکند و یومالنشور اربعین، پیادگان را علیه ظلم نشوراند، پوستین مسلمانی به چه کارمان میآید؟ مگر نه این است که روح اربعین، همان روح قیام حسینی است؟ مگر نه اربعین، پیوست رسانهای عاشوراست؟ و مگر نه جهاد تبیین زینب (س) مکمل جهاد شمشیر حسین (ع) بود؟ اما چه باید کرد؟ چگونه میتوان از راهپیمایی اربعین، یک امتداد اجتماعی برای مسألهٔ اول جهان اسلام ساخت؟ وقتی مناسک حج ابراهیمی برای مقابله با پیمان ابراهیم ناتوان است، چگونه میتوان از آئین اربعین حسینی برای یکپارچگی امت محمدی بهره جست؟
باید در فرم و محتوا، در متن و حاشیه و در نماد و نمود اربعین، فلسطین دیده شود. باید نمادهای ضدصهیونیستی در این پیادهروی آئینی نمودی برجسته داشته باشد. پرچم فلسطین باید در کنار پرچم عزای حسین (ع) به اهتزاز درآید و بر دوش امواج زائران دیده شود. باید تصویر کودکان مظلوم غزه پشت انبوه کولهها نصب شود. باید تصویر قدس شریف جزء لاینفکی از نمادهای بصری مسیر پیادهروی باشد. سخنرانان مواکب و حسینیهها باید بر بیداری زائران هزار ملیت اربعین برای مبارزه با اسرائیل متمرکز شوند. مداحیها باید رنگ و بوی حماسهٔ آزادی قبلهٔ اول را به خود بگیرند. تصویر شهدای شاخص مقاومت باید در مقابل چشم جهانیان قرار گیرد. مطالبهی اتحاد جهان اسلام برای انتقام از صهیونیستها و بیرون راندنشان از اراضی اشغالی باید سرخط شعارهای اربعینیها باشد. همسایگان مسلمان غزه برای شکست حصر غذایی و قحطی مصنوعی باید تحریک و تشجیع شوند. فعالان مجازی باید فضای رسانهای را در تولید محتوا برای روشنگری جنایات اسرائیل و مظلومیت فلسطینیان اشباع کنند. القصه باید نهضت اربعین در حمایت از مردم غزه بپا خیزد و روشنگری و جریانسازی کند.
📌منتشر شده در روزنامه وطن امروز/ ۱۳ مرداد ۰۴
vtn.ir/001iXv
✍#زهرا_محسنی_فر
https://eitaa.com/joinchat/963837996C814ca55648
محتشم به ترکیببندی محترم شد و شهریار به غزلی، ماندگار. از هزاردستانِ پرچهچهه گاهی یک «ربّنا» میمانَد به یادگار. بله استعداد هنرمند به مفهوم، ماندگاری میدهد و استمداد او از حق به هنر، جاودانگی. فرشچیان به ما آموخت که خلق شاهکار هنری به احساس نیست، به اخلاص است. آموخت که رنگ و بوم نقاشی، جماد و نبات است و توسل و عنایت نقاشباشی، آب حیات. فرشچیان آن عصر عاشورا به تنهایی گریست و همه را با «عصر عاشورا» گریاند. دل در گرو ضامن آهو داشت و دلها را با «ضامن آهو» شکار کرد. با «پناه» علی (ع)، عاشقان را در پناه ولی جا داد. فرشچیان نشان داد که اخلاص، امضای خدا را پای اثر هنری مینشاند. خدایش رحمت کند.
✍#زهرا_محسنی_فر
https://eitaa.com/joinchat/963837996C814ca55648
🔴بوی دود هور میآید همی
بوی دود اصولاً چیز بدی نیست، خاصه اگر از عود بلند شود. کافهدارها معتقدند استنشاق رایحهٔ خوش، دل و دماغ میآورد. دود اسپند که دیگر جای خود دارد. هوای خانه را پاکسازی میکند و چشم حسود را میترکاند. هرکس اثرات متافیزیکی و بهداشتی اسپند را انکار کند، با مادربزرگها طرف است. اگر از دود و دم سیگار و قلیان و افیون به دلیل خطرات فضانوردی فاکتور بگیریم، بعضی بوها حتی نوستالژی هم میسازند. به قول شاعر، با بوی تند ماهی دودی میتوان خستگی را در کرد و زمستان را سر کرد. یعنی بوی دود، هم تأثیر بیولوژیکی دارد و هم اثر اقلیمی. بوی دود حتی اگر ناخوشایند هم باشد، گاهی فایده دارد. در یک پیج عطاری میخواندم که عنبرنسا، بجز قطع عضو، هفتاد نوع بیماری را علاج میکند.
اینها را گفتم که نشان دهم اصولاً کسی با بوی دود پدرکشتگی ندارد. اگر بو از عود و اسپند و ماهی دودی و عنبرنسا بلند شود، که درآمدزایی هم دارد. اما تصدیق بفرمایید که فیالمثل هیچ شوفری با بوی دود اگزوز خاور نوستالژی ندارد. یا بوی دود زبالهٔ سوخته، هیچ شهری را گندزدایی نمیکند. یا همه میدانیم که بوی دود کُنده درخت، برای محیطبانانِ جنگلهای هیرکانی، زنگ خطر است. پس تا اینجا فهمیدیم که بوی دودِ خوب داریم و بوی دودِ بد.
حالا برویم سر اصل بحثمان. خوزستان واقعاً جای عجیبی است. چیزهایی در آن پیدا میشود که به عقل جن هم نمیرسد. مثلاً نصف سال هوای خوزستان را گرد و خاک گرفته و ملت با خاکشش نفس میکشند. بر همین اساس طبق نظریه داروین، گونه جدیدی از دوزیستان در خوزستان در حال تکوین است. حتماً چیزهایی درباره باران قورباغه در آمریکا شنیدهاید. بهتر است بدانید که در خوزستان بجای قورباغه از آسمان خاکستر میبارد؛ خاکسترِ برخاسته از سوزاندن مزارع نیشکر. از آن طرف، چپق و دودکش کارخانهها و صنایع، خوزستان را شبیه قهوهخانهای پر از دود و دم کرده و کوچک و بزرگ خوزستانیها را دودی. اصولاً در خوزستان مردم بخورات و بخاراتی استنشاق میکنند که در ویندوز دستگاه تنفس بشر تعریف نشده. پس هر نفسی که اینجا فرو میرود ممکن است مُمدّ حیات باشد، اما چون دل و روده را با سرفه برمیآورد، اصلاً مفرّح ذات نیست.
نی، از منظر مولوی شاعر پرآوازه ایرانی، گیاهی خودرو، احساسی و حرّاف است که مرد و زن در نفیرش مینالند. اما نی در خوزستان یک گیاه خودبخودسوز است که با بشکن خورشید گُر میگیرد و دودش عمیقاً در نفیر زن و مرد فرو میرود؛ از آن دودهای اقلیمی آن هم از نوع بدش. در ادبیات فارسی، بوی هور یک ترکیب اضافی با حسآمیزی قوی است که مشابهش را رودکی برای بوی جوی مولیان سروده تا امیر سامانی را به بخارا مهاجرت معکوس دهد. اما بوی هور در خوزستان، یک ترکیب سمی منفور است که شبیه عامل شین میم ر، مردم این سامان را از دست بخارات نی به استانهای مجاور فراری میهد. آن نصف سال بود که خوزستان درگیر گرد و خاک بود؛ آن یکی نصفه دیگر سال با بوی دود هور روزگار میگذراند. نیزارهای هورالعظیم شش ماه آزگار میسوزد و دودالعظیم میسازد. حالا اگر خاکستر نیشکر، دود دودکش کارخانهها و نیروگاهها، دود مراکز زبالهسوزی و دود اگزوز خاورها را هم به آن اضافه کنید، خوزستان دودستان میشود. اینجا مه غلیظ همیشهگاهی داریم. گاهی گرد و خاک است و گاه شرجی و بعضیوقتها دود هور. البته این هوای وهمآمیز و گُنگ و خیالانگیز، اغلب اوقات به صورت میکس و دوبل و ترکیبی استنشاق میشود.
مشمولالذمهاید اگر فکر کنید که مسئولان برای علاج دردهای دودی خوزستان دست روی دست گذاشته و راحت سرشان را روی بالش میگذارند. اصلاً میزان ابتلای مردم خوزستان به آسم و تنگی نفس و بیماریهای جانبی، یک غصهای شده برای مسئولان که نمیگذارد شبها پلک بزنند. نمیبینید که چهطور صبح تا شب در صدا و سیما و مطبوعات و رسانهها دربارهاش صحبت میکنند؟ حالا که بازار ناترازیها گرم است، خوب است بدانید که خوزستان سالهاست ناترازی اکسیژن دارد و جدیداً با بمب دودزای هورالعظیم، به ناترازی دَم و بازدم هم رسیده. و همهاش تقصیر همین چند قلم دود بدذات و بدترکیب و غیرنوستالژیک است. بر اساس ترتیب حروف الفبا هم که نگاه کنیم، ناترازی دود بعد از ناترازی انرژی و آب و برق و بنزین و بادمجان قرار میگیرد. حتی استان خوزستان هم بعد از تهران و اصفهان و آذربایجان و خراسان میآید. پس اگر قائل به عدالت الفبایی باشیم و یک جو الفبای عدالت سرمان بشود، میپذیریم که بحران دودالعظیم خوزستان در آخرهای صف رسیدگی مسئولین قرار میگیرد. تا آن موقع، با دودهای خوب خستگی را در میکنیم و تابستان را سر میکنیم.
📌منتشر شده در روزنامه وطن امروز/ ۱۹ مرداد ۰۴
http://vtn.ir/001ibq
✍#زهرا_محسنی_فر
https://eitaa.com/joinchat/963837996C814ca55648
هدایت شده از سوگواره ملی پایتخت موکبها
فراخوان چهارمین سوگواره ملی «پایتخت موکبها»
دبیرخانه چهارمین سوگواره ملی پایتخت موکبها به مناسبت اربعین حسینی و با هدف ثبت و ترویج فرهنگ اربعین حسینی، از همه هنرمندان، نویسندگان، عکاسان، فیلمسازان و فعالان مردمی دعوت می نماید تا با آثار و روایتهای خود، جلوههای بیبدیل عشق، ایثار و همدلی را در اربعین حسینی به تصویر بکشند.
بخشهای سوگواره
فیلم (مستند و نماهنگ)
عکس (حرفهای و موبایلی)
روایتنویسی (روایت نوسی، داستان کوتاه )
پوستر (گرافیک، تصویرسازی)
فعالیتهای مردمی (فیلم ویژه فضای مجازی مانند ریل، )
محورهای موضوعی
1. موکبداری – روایتها و تصویرهایی از خدمت بیمنت و مهماننوازی مردمی
2. اربعین در خوزستان – میزبانی و حماسهآفرینی مردم این دیار
3. تجلی جنگ دوازدهروزه در اربعین – پیوند جهاد امروز و خون شهیدان با پرچم و فرهنگ عاشورا
اهداف سوگواره
پاسداشت فرهنگ اربعین و خدمت عاشقانه
ثبت تاریخ شفاهی و تصویری موکبها
تقویت همبستگی ملی و بینالمللی در محور مقاومت
مهلت ارسال آثار: پایان شهریور ماه ۱۴۰۴
نشانی ارسال یا ثبتنام: ارسال آثار از طریق آیدی ایتا @Pmokebha
چهارمین سوگواره ملی «پایتخت موکبها» فرصتی است برای ثبت و روایت لحظههایی که بوی نان تازه، جرعههای آب خنک، اشکهای شوق و لبخندهای خستگیناپذیر را در مسیر اربعین به یادگار گذاشت.
این سوگواره، دعوتی است به جاودانه کردن لحظههایی که تاریخ، با افتخار آنها را مرور خواهد کرد.
بیایید با هم، شکوه اربعین و حماسه موکبداران را برای همیشه در قاب هنر و روایت ماندگار کنیم.
آئین نامه هر کدام از بخش ها در کانال اطلاع رسانی این سوگواره در پیام رسان ایرانی ایتا به آدرس https://eitaa.com/mokebha_ir منتشر خواهد شد .
دبیرخانه چهارمین سوگواره ملی پایتخت موکب ها