eitaa logo
لاهوت
211 دنبال‌کننده
522 عکس
61 ویدیو
2 فایل
بابا‌علی¹¹⁰|𝐁𝐔𝐋 چنان از نام او مستم گرفته یاءآن دستم علی نامش چنین کرده،چه خواهدکرد تصویرش؟ •اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج‌• |•کپی مطالب با ذکر یاعلی•|
مشاهده در ایتا
دانلود
آنچه را در دلت پنهان میکنی در چشمت پیداست...🍃 🌿مولاعلیﷻ •لاهوت¹¹⁰
🍇 علی ابن ابیطالب ﷻ حجت من بر مخلوقات، نور من در میان سرزمین ها ، و امین من بر علم و دانش من است ، هر کس علی علیه السلام را بشناسد گرچه مرا معصیت کند او را به آتش داخل نمی کنم و هر کس علی علیه السلام را انکار کند گرچه مرا اطاعت کند او را وارد بهشت راه نمی دهم . 🌿رسول‌الله به نقل از خداوند متعال مائة‌منقبة،ص78،م46/بحارالانوار،ج27،ص166،ح91/غایةالمرام،ص512،ح19/قطره‌ای‌ازدریای‌فضائل‌اهل‌بیت‌علیهم‌السلام(ترجمه‌کتاب‌نفیس‌القطره)،ج1،ص184|لاهوت¹¹⁰
_
لاهوت
_
🍇 راوی گوید پُرسیدم از پیغمبرخاتم : چیست؟ مولاعلی ﷻ را دیده و فرمود: ایشان را تماشا کن ‌ طریق البیضا،ص٣٢ | لاهوت¹¹⁰
لاهوت¹¹⁰4_5823396116258884389.mp3
زمان: حجم: 7.3M
به ذرّه گر نظر لطف کند به آسمان رود و کار آفتاب کند...🍃 ترابم ابوتراب است علی💛 | لاهوت¹¹⁰
لاهوت
به ذرّه گر نظر لطف #بوتراب کند به آسمان رود و کار آفتاب کند...🍃 ترابم ابوتراب است علی💛 | لاهوت¹¹⁰
داستان کامل این تک بیتی رو ان‌شاءالله با مدد مولا فردا براتون میزارم...
شیعه و صبح نخستین و تولای علی شیعه و وقت مدد نام دلارآی علی صبح بخیر جماعت 🌿
لاهوت
به ذرّه گر نظر لطف #بوتراب کند به آسمان رود و کار آفتاب کند...🍃 ترابم ابوتراب است علی💛 | لاهوت¹¹⁰
دیروز قول دادم داستان این شعر و براتون توضیح بدم... الوعده وفا ! بریم که ان‌شاءالله داستان این شعر و براتون بگم...!
فاضل بزرگوار سید جعفر مزارعی روایت کرده: یکی از طلبه های حوزه نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشواری غیر قابل تحملّی بود. روزی از روی شکایت و فشار روحی کنار ضریح مطهّر حضرت امیرالمؤمنین ﷻ عرضه می دارد: شما این لوسترهای قیمتی و قندیل های بی بدیل را به چه سبب در حرم خود گذارده اید، در حالی که من برای اداره امور معیشتم در تنگنای شدیدی هستم؟!
شب مولاعلی ﷻ را در خواب می بیند که آن حضرت به او می فرماید: اگر می خواهی در نجف مجاور من باشی اینجا همین نان و ماست و فیجیل و فرش طلبگی است، و اگر زندگی مادّی قابل توجّهی می خواهی باید به هندوستان در شهر حیدرآباد دکن به خانه فلان کس مراجعه کنی، چون حلقه به در زدی و صاحب خانه در را باز کرد به او بگو: به آسمان رود و کار آفتاب کند.
پس از این خواب، دوباره به حرم مطهّر مشرف می شود و عرضه می دارد: زندگی من اینجا پریشان و نابسامان است شما مرا به هندوستان حواله می دهید!! بار دیگر حضرت را خواب می بیند که می فرماید: سخن همان است که گفتم، اگر در جوار ما با این اوضاع می توانی استقامت ورزی اقامت کن، اگر نمی توانی باید به هندوستان به همان شهر بروی و خانه فلان راجه را سراغ بگیری و به او بگویی: به آسمان رود و کار آفتاب کند