هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
تدفین تمام شد. پیکر کفنپیچ و خستهای را از تابوت درآورده و به خاک دادند. در دارالذکر کوهی را به خاک دادند. نمیشد. نمیرفت. او را آهسته به خاک دهید که جسمی زخمی دارد و خسته سفر کربلاست. او را به خاک دهید و به همگان بگویید که تمام مایملکی که او پس از سیوشش سال حکمرانی برای خود برداشت، نه خزانهها و طلاها و چمدانهای جواهر و ملکهای شخصی که یکمتر خاک از این وطن بود. که او پس از دههها محافظت از این خاک، لایق کمی از آن بود. بر گلدستههای بلند حرم نقاره بزنید. در بلندگوهای حرم جار بزنید که رئیس خدام حرم به خاک رفت. نامش را از دفتر کشیکها خط بزنید. لباس خادمیاش را که آن را عزیز میداشت کنار بگذارید. از او عذربخواهید که برخلاف معمول سفرهایش نشد که ضریح را باز کنیم و او به اشک خود ضریح را بشوید. او رفته. از او عذربخواهید که ما هنوز بیشرمانه زندهایم و او را به خاک دادیم. خاک بر تو گوارا باد و بیت جدید رهبری مبارکت باد.
«مهدی مولایی»
@m_molaie110