eitaa logo
دانلود
می‌دانم تکه‌هایی از هستیِ تو در این شهرها جا مانده است .
همیشه سعی می‌کرد که کوچک‌ترین آسیبی به دیگران نزند و دل کسی را نشکند اما چرا هیچ‌کس مراقب دل او نبود ؟
نمی‌دانم تا کدامین طلوع خواهم بود و در کدامین غروب خواهم رفت ولی این را می‌دانم تا آخرین لحظه به یادت خواهم بود ، تا آخرین نفس برایت خواهم بود .
‏چشم‌هایش را دوست دارم ، وقتی از روزش برایم تعریف می‌کرد
تمامِ من
برف ، موسیقی بی‌کلام ، ابرها ، صفحهٔ ٢٢۵ سمفونی مردگان ، تو تمام چیزهای خوب دنیا بودی .
و چون به همه‌چیز بیش از اندازه اهمیت می‌دهی پس رنجِ بیشتری می‌کشی .
از من‌ دور بودی