eitaa logo
دانلود
‏چشم‌هایش را دوست دارم ، وقتی از روزش برایم تعریف می‌کرد
تمامِ من
برف ، موسیقی بی‌کلام ، ابرها ، صفحهٔ ٢٢۵ سمفونی مردگان ، تو تمام چیزهای خوب دنیا بودی .
و چون به همه‌چیز بیش از اندازه اهمیت می‌دهی پس رنجِ بیشتری می‌کشی .
از من‌ دور بودی
اگر درختی بودم میان درختان دیگر ، اگر گربه‌ای بودم میان جانوران دیگر ، باز هم مشکل حل نمی‌شد و زندگی مفهومی نداشت ؛ زیرا همچنان بخشی از دنیایی می‌شدم که با وجود آگاهی کامل نسبت به آن و خواسته‌های آشنایم باز با آن مخالفت می‌کردم .
تورا می‌خواهم و نمی‌خواهم ، نمی‌خواهم زیرا بدبختی را از من می‌گیری و می‌خواهم جهت اینکه آرامش من هستی . می‌دانم که نباید این حرف ها را برای تو بنویسم ، می‌دانم که تو دیگر مال من نیستی اما نمی‌شود ، خداحافظ به یاد گذشته تورا می‌بوسم . « بخشی از نامه‌های فروغ به پرویز »