eitaa logo
دانلود
از کتابِ قصه‌ی نسلِ ما خون جاری می‌شود
گیریم که فردا سپیده سرزنده و به کام شود با غم آنان که برای ما جان دادند چه کنیم ؟
می‌گویند هرکس شبیه به جایی می‌شود که به آن تعلق دارد ، پس من شبیه وطنم شده ‌ام ؛ غمناک ، خسته ، رنجیده ، زخمی و در عمق ناامیدی امیدوار
یک ماه
مردند ، تا شاید وطن زنده بماند .
اینجا ایران است ؛ سرزمین من . جایی که "آزادی" فقط نام یک میدان است . خوش‌ به‌ حال مسافرکشان میدان آزادی ، که آزادانه داد می‌زنند آزادی ، آزادی .
هدایت شده از احمق
بی تعارف امشب میتونم اعتراف کنم همه رو از دست دادم و هیچکس جز بابا و مامان دیگه کنارم نیست چشمام خیره به صفحه ی گوشی منتظر یه نوتیف کوچیکه.