eitaa logo
دانلود
ماه میداند و من ، حال مرا دور از تو
اجازه دهید یکم خودم را معنا کنم ، من یک تماس بی‌پاسخ هستم ، یک پیام که دریافت کننده بدون اینکه بخواند حذفش کرده است ، یک نخ سیگار که اشتباهی از سمت فیلتر روشن شده ، یک پنجره که آن سویش دیوار کشیده‌اند ، یک کارت عابر بانک که صاحبش آن را مسدودش کرده ، یک تقویم آکبند سلفون کشیده شده برای دو سال پیش ، یک فیلم در حال پخش برای بیننده‌ای که خوابش برده ، یک آینه ته انبار رو به دیوار ، یک به ثمر نرسیده ، یک جمله ختم شده به سه نقطه .
هیچ‌وقت فکرش را نمی‌کرد که باید قلبش را برای نبود کسی قانع کند که همیشه باعث آرامشش می‌شد .
آخرین امیدی که به تو داشتم هم دودِ هوا شد ، حالا طوری می‌روم که هیچ‌وقت حتی گذرمان هم به هم‌دیگر نیفتد .
ناامید شدن از تو یک احساس ساده نبود ، ناامید شدن از تو باعث شد من اعتمادم را نسبت به آدم‌ها از دست بدهم ، باعث شد نسبت به همه‌ی حرف‌های آدم‌ها شک کنم ، باعث شد در وجود داشتن عشق مردد شوم . ناامید شدن از تو ، باورهای مرا ویران کرد
و کسی که تو او را خانه و وطنت می‌دانستی ، حالا از تو ویرانه‌ای ساخته که درست شدنی نیست .
من فکر می‌کنم که حال تو امروز چطور است ؟ شب را خوب گذراندی ؟ صبح راحت چشم باز کردی ؟ امروز را روز خوبی می‌دانی ؟ غذای موردعلاقه‌ات را خوردی ؟ توانستی از فکرهای بیهوده دوری کنی ؟ دلتنگِ کسی هستی ؟ به من فکر می‌کنی ؟ عزیزم ، من حتی به غم‌های تو هم فکر می‌کنم ، به نگرانی‌هایت ، به کارها و گرفتاری‌هایت ، به تو ؛ به تمام چیزهایی که به تو ربط دارد .