چهارتا کار رو باهم شروع کردم و هیچکدوم رو تموم نکردم، این کل محتوای زندگیمه
Madness as a gift.
چهارتا کار رو باهم شروع کردم و هیچکدوم رو تموم نکردم، این کل محتوای زندگیمه
احساس میکنم باید یه چندتا کار به کارام اضافه کنم که صرفا باشن که انجامشون ندم، میدونین چی میگم؟ یعنی خب من که انقدر نیاز دارم کارامو انجام ندم، یه چندتا رو بذارم خیالم راحت بشه اون کارا رو نکردم دیگه
نمیدونم چطوری میتونم از بقیه توقع داشته باشم به دیوانهبازیام عادت کنن، به این تغییر رفتارهای یهویی و «حالا بیا، بعد برو. بعد، دوست داشتی بمون ولی بریها. منتها نری یهو. اگه رفتی هم بمون، حتتتتما و حتما گمشو برو بیرون، ولی بمونیا.»
یه سری آهنگا هستن، گوششون که میدم حس میکنم هرکلمهشون توی سرم کوبیده میشه
هدایت شده از You Are At The Circus
"بعضی وقتا می شم خیره به آینه اما دیگه نمی شناسمش این عوضیو"