حمید خیلے دیر کرد.قبلا هم برای
بیرون بردن زباله چند باری دیر کرده
بود. اما این بار تاخیرش خیلی زیاد
شده بود.
وقتی برگشت پرسیدم:
حمید آشغالا رو میبری مرکز بازیافت
سرخیابون این همه دیر میای؟
گفت: راستش یه فقیری معمولا سر
کوچه هست. هربار از کنارش رد
میشم سعی میکنم بھش کمک کنم.
امشب پول همرام نبود خجالت کشیدم
ببینمشُ نتونم کمک کنم. کل کوچه
رو دور زدم تا از یا سمت دیگه برگردم
خونه که شرمنده نشم.😔
همسر#شهیدحمیدسیاهکالیمرادی
🌱|@leaha_ir