هدایت شده از فاطمه(فن عمو آریانیک)
وای بچه ها
مامان بابای من درباره اینجا میدونستن فقط بهشون نگفته بودم اسمش قدقده
بعد امروز بحث نمایشگاه کتاب پیش اومد داشتم میگفتم آره دیروز تهرانیای گروهمون رفتن اونجا و اینا
بعد بابام برگشت گفت شما همین قدقدین؟:))))))))))
焚
بچه ها یکی اومد گفت شما چیکار میکنید گفتم کار خیر. بعد دیگه فهمیدیم میخواد مصاحبه بگیره گفتم نه ممنو
تازه عرفان بهم گفت باید مصاحبه رو میذاشتم بگیره. آخه مرد حسابی چی میگفتم. بله ما روزانه تخم های اهدایی مرغ ها رو بین نیازمندان تقسیم میکنیم