شارِع ِالقَـمَـر؛
-
- میای باهم چایِ تلخ بنوشیم؟
و صدایت چایم را شیرین کند؛
و اگر نگفتم دوستت دارم؛
چشمانم به جایَـم بگویند(:
شارِع ِالقَـمَـر؛
«غارتِ دل سهل باشد؛ غارت جان کرد و رفت» -جغتایی-
شـب در نظر مردمِ بیدار؛ بلند است(:
-صـائـب-
به خواب دیدمت امشب که مال من شدهای؛
همان! به خواب ببینم مگر که مال منی((:
شارِع ِالقَـمَـر؛
شـب در نظر مردمِ بیدار؛ بلند است(: -صـائـب-
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است(:
-بهمنی-