شارِع القَـمَـر؛
:))
- بُـشـراكِ یا زهـراء..(:
إنا اعـطیناکِ زیـنب الحـوراء.. (: 🤍
شارِع القَـمَـر؛
- تو همانی که دلم لک زده لبخندش را..(: «بهمنی»
رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما...
|سعدی|
صـد نامه نوشتیم و نخـواندیم جوابی..
ای عهدِ فراموش، ز پیمان چه نویسیم؟
«حزین لاهیجی»
- ما پشت دلتنگیها ایستادیم و برای
دوست داشتن هایمان؛
های های سکوت کردیم...(:
هدایت شده از شارِع القَـمَـر؛
- آره خودم گفتم برو
ولی کاش تو نمی رفتی..(:
<دیالوگ>