شارِع ِالقَـمَـر؛
-
گر نگنجید به ظرفم غمِ او، خُرده مگـیر
من یکی قطره و سامانِ غمش دریا بود..!
شارِع ِالقَـمَـر؛
_
رو گرفتی از همه، این کار خیلی بهتر است
چون خسوفِ ماه از انکار، خیلی بهتر است..
هدایت شده از اتاق ِ۴۷۰ .
کافه گردی با تو در دی ماه میچسبد عجیب
[ گورِ بابایِ همه استاد و درس و امتحان ]
شارِع ِالقَـمَـر؛
_
من تو را در تضاد،
در شرایط سخت و در تمام
لحظاتی که فکر میکنی هیچ احساسی
نسبت به تو ندارم، دوستت
دارم، کاری جز
دوست داشتن تُ
انجام نمیدهم..!(:
شارِع ِالقَـمَـر؛
پناه میبرم از شرّ شهرِ بیتو به "غربت"
به گوشهای که غمم را به گوشِ جاده بگویم..!