شارِع ِالقَـمَـر؛
_
وقتی بادکنم از دستم ول شد
و داشت توی اسمون دورتر و دورتر پرواز میکرد
نزدیک بود گریه کنم
تا اینکه مادرم بهم گفت
که اون الان تبدیل به ابر شد..
هدایت شده از اَزهآࢪ
روز ِ " تو اگه منو دوست داشتی اتاقتو مرتب میکردی " مبارک :))))
هدایت شده از مَطرود|𝐌𝐚𝐭𝐫𝐨𝐨𝐝
دیگه توی گلزار بوی اسپند
و چای آتیشی و دمنوش نمیاد .
بوی خون میاد(:
شکستم، سوختم، بر باد رفتم، بینشان گشتم
هنــوزم هست فکر او ز مغـز استخـوان پیدا..