زبانِ حالِ عاشق گر دعایی دارد این دارد:
که یارب! مهربان گردان دلِ نامهربانش را
شارِع ِالقَـمَـر؛
_
هیچگاه با درد و دل کردن،
غمهایش را از قلبِ خود نمیراند..
بلکه آنقدر آنها را؛
در آغوشِ خود نوازش میکرد تا آرام شوند..(:
شد آب دلم تا که در او عکس تو افتاد
مگذار که از عکس تو محروم شود آب ..
هادی_رنجی
دسـت خودم نیست!
از تو هرچه مینویسـم، غزل میشود
بیتو که قدم میزنم ،
جـاده پـاییز میشـود...
خنده بر لب دارم و در دل نهادم آن غمت..
رنگ رخسارم ولی دیگر نمیگوید خبر :)
-زهرا عسگری-
هدایت شده از 'ماهـ'
+دلم برات تنگ شده!
_نه! تو دلت تنگ نشده
فقط فهمیدی هیچکس اندازه من هواتو نداره!..