هدایت شده از صـبـرٰا
بست با پارچهای فرقِ پدر را امّا
صد و ده روز دِگر خونِ گلو را چه کند؟
تو چه دانی
که پسِ هر نِگهِ سادهی من؛
چه جنونی....چه نیازی....چه غمی ست؟:)
باز می پرسی
چطور این گونه شاعر شد دلت؟!
تو دلت را جای من بگذار...شاعر می شود..(: