هدایت شده از - بغضهای ِ فروخورده -
ماشوخیشوخی میخندیماینجماعت جدیجدیفکرمیکننماخوشحالیم؛
این همه غم را که میبینی کار معشوق است بدان
ما دچارِ او بودیم و او مختصراً دوست میداشتمان...
_غِیرتَم بر تو چنان است، که گر دست دهد
نگذارم که درآیی به خیالِ دِگران...!