-من پزشکی خواندهام،درد ِتو را میدانَمَش-
-فاصله داری زِ آغوشم که تَب دارد تَنَت-
ولی من متنفرم از وقتی که بخوام پیام بدم و حس مزاحم بودن نزاره پیام بدم، متنفرم از وقتی که بخوام هعی به زور بگم منم هستما، از اضافه بودن متنفرم، بیاین این حسه اضافه بودنو به آدما ندیم.
دور از تو آنچه سمتِ چپِ سینهی من است؛
دل نیست بلکه موزهی دردِ معاصر است..
بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید..
- قیصر امینپور