دور از تو آنچه سمتِ چپِ سینهی من است؛
دل نیست بلکه موزهی دردِ معاصر است..
بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید..
- قیصر امینپور
شارِع ِالقَـمَـر؛
-
-بازارِ قُم از نَقل لَبَت رو به کِسادیست-
-بیچاره نکن حاج حُسین و پسران را-
-مَن شانه شُدم،تا تو بباری غمِ خود را-
-آن وقت که من گریه شدم،شانه شدی تو؟-
-باز میپُرسی که دردَت چیست؟بِنشین گوش کُن-
-دردِ من، این دردِ بی درمانِ من، چشمانِ توست-
شارِع ِالقَـمَـر؛
_
و چشمانت مانند بغداد است؛
حتی در اندوه هم زیبا است..(: