خودتم میدونستی بالاخره یه روز ته می کشیم، فقط فکر نمیکردی اون یه روز انقدر به هردومون نزدیک باشه!
فری: احتياج دارم دقيقههای متوالی بوسيده شم، توی آغوشی فشرده شم، بیدليل اسم صدا كنم و جانم بشنوم، فاصلهی بين انگشتام با انگشت هایی پر شه، چشم ببندم و پلک هام بوسيده شن، روی پاهايی بشينم و سرم روی شانهای باشه،دستی به پشتم كشيده شه و تاب موهام نوازش شن.احتياج دارم بدون نفس بوسيده شم.
Erfan TahmasbiErfan Tahmasbi Che Konam.mp3
زمان:
حجم:
9M
خواستم دور شوم از همه، حتی ز جهانم؛
تینا: «چرا چیزی نگفتم؟ چه فرقی میکرد که این حرفها را به تو میزدم یا به دیوار اتاقم؟ به جز اینکه دیوار رنج اضافهای بر دوشم نمیگذارد و چیزی را خرابتر نمیکند.»