eitaa logo
545 دنبال‌کننده
63 عکس
6 ویدیو
0 فایل
د مثل دروغ
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Killing you made me brave
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
معشوقه‌ی پدیدارشناسِ من، جناب ادموند هوسرل میگه باید برگردیم به " چگونه اشیاء برای آگاهی ظاهر میشن؟ " چون برای او، شکل چیزی نیست که در بیرون باشد؛ بلکه شیء به عنوان یه چیز تجربه‌شده است. یعنی شکل همان‌طور است که آگاهی آن رو برای خود آشکار می‌کند و ذهن در هر لحظه اشکال را در - افق معنا - تفسیر می‌کند. مثلا دایره را نه تنها به عنوان منحنی بسته، بلکه به عنوان چیزی که می تواند توپ و یا حتی خورشید باشد، می‌پندارد.
حالا بهتر می‌تونم توضیح بدم که چرا گاهی حس می‌کنم عدد 13 و پرتقال و مثلث و دوشنبه همشون یچیزن
وقتی آمالگام و میکس میکنم تا به ارتعاش برسه، به این فکر میکنم که اگه رنه دکارت هنوز زنده بود، در مورد این روشای ترمیمی جسمانی چه نظریۀ فلسفی‌ای داشت؟ همون‌طور که با صدای مته یه نت جدید از اون فرد تو ذهنم می‌نوازم، به یاد میارم که پرالیدوکسیم تو دستۀ داروهای آنتی‌دوت یا پادزهره، پس اگه عشق یه زهر سمیِ، چرا هیچ دارویی براش وجود نداره؟
‌ ‌ ‌ عشق، شبیه یک کلاف کامواست. نه از آن جنس‌های مرتب و صاف، بلکه از همان‌هایی که از گوشه‌ی جعبه بیرون زده‌اند، پرگره و بی‌نظم. هر رشته‌اش، مسیر دل را دنبال ‌می‌کند. می‌پیچد، گم می‌شود، دوباره پیدا می‌شود. گاهی انگار رشته‌ها در هم گره می‌خورند، گاه آن‌قدر نرم با هم کنار می‌آیند که دیگر تشخیصشان ممکن نیست. و در ذهن، عشق مانند همین کلاف است. وقتی یاد عشق می‌افتد، هر فکر دیگری آرام آرام دورش می‌پیچد و ذهن، ناخواسته گرم‌بافته‌ی او می‌شود.