شعرهای عاشقانهام
بافته انگشتان توست
و ملیله دوزی زیباییات
پس هرگاه مردم شعری تازه
از من بخوانند
تو را سپاس میگویند....
_ درواقع زمان چیزی رو درست نمیکنه، زمان فقط سطح دغدغهی آدمارو تغییر میده. شاید چیزایی که چهارسال پیش غمگینت میکردن هنوز حل نشده باشن اما تو دیگه بهشون اهمیت نمیدی. خیلی ساده بخوام بگم، با گذشت زمان دغدغه هات بیشتر میشن و دیگه حوصله ی غصه خوردن برای دغدغه های چند سال قبل رو نداری
_ وقتی شروع به بهتر شدن میکنیم طبیعیه که غمگین یا عصبانی بشیم. چون متوجه میشیم که فرصتهای زیادی رو از دست دادیم ، نسبت به رفتارهای اشتباهی که دیگران با ما داشتهن آگاه میشیم و میفهمیم که نسخه جوان تر ما لیاقت زندگی بهتری داشت. به همین خاطرِ که سوگواری برای گذشته یکی از مراحل مهم بهبود یافتن و رشد کردنه..!
_ تصادفی با یکی آشنا میشی بعد اون کل داستان زندگیتو درک میکنه،ازت جوری مراقبت میکنه که هیچکسی تا حالا اینجوری مراقب قلبت نبوده، جوری حرفاتو میفهمه که هیچکسی تو تموم این سالها نفهمیده!درست مثل اینکه خدا بعد از یه عالمه سختیا یکیو میاره میگه: ببین هنوزم هواتو دارم..!
یکی مثل تُ تو زندگی من:)
| چیزی به اسم برگشتِ صمیمت ﻫای از دست رفته وجود نداره...!
چیزی که تمام شد، تمام شد.
قلبم پُر است؛
پُر از غم و عذاب ك هرروز بیشتر دریچه های قلبم را میبندند تا دیگر نتپد،
اما هر بار،
خاطرات پادرمیانی میکنند...؛