Life...?
آدم اجتماع گریزو برداشتی اوردی کردی رفیقت خو معلومه همچین میشه ع من تا آذر حرف نمیزدم با بقیه داداش
اره اره حتما تو با یکنفر دیگه همگروهی میشدی.خودتو نزن به نفهمی سوکی خانم
Life...?
تازشم بپه از من مهربون تر دیدی خواب دیدی عیش_
از من خالص تر دیدی خاب دید_
میدونی از چی بدم میاد؟خیلی رندوم خانواده ات بهت بپرن.هی بگن نمیدون آوا این زندگی نیست موفق نمیشی و و و...و این درد داره.شما درست میگید من زندگی نمیکنم دارن توی راه فرار هاش گم میشم.و همین رو ترجیح میدم که به زندگی نکبت بار برنگردم.هیچ کس نمیدونه منجقدر محبور به تظاهر شدم که خوبم.وقتی بهم ۱ سال کامل میگفتن گونی سیب زمینی کی پیشم بود؟وقتی شب ها آزرده کل بالشتی خیس میشد کی پیشم بود؟وقتی دوست صمیمی ام بهم گفت تو برام مردی کیپیشم بود؟وقتی خواستم در مورد احساساتم حرف بزنم و گفتن تو بچه ای احساسات چیه کی پیشم بود؟ها؟کی پیشم بود؟...چرا یکم فکر نمیکنید که اتفاقاتی افتاده. چرا یک راست قضاوت میکنید؟چرا؟