تسلای این جهان این است که
رنجِ مُدام و پیوسته وجود ندارد!
غمی میرود و
شادیای باز زاده میشود.
اینها همه در تعادلاند،
این جهان، جهانِ جبرانهاست..
ابر ها مرده اند
ومرغان غافل
و چشم ها گرم
•
برف کوله بار بست از دشت
و سیل آفتاب خانه هارا برد
•
راه طولانیست
ودیدارخطرمند
•
این است فاصله بین ما
از این بهار پژمرده
تا آن زمستان آتشین
•
اما خب من؛
تورا در آن غمین خانه حک کرده ام..