.
پینههای دست و پا سر زد به پیشانی، عجب
کفر با پیراهن زهد و ریا برگشته است
خیمهی خورشید را دیندارها آتش زدند
آه! معنای حقیقت تا کجا برگشته است
- فاضل نظری
من بلد نیستم مثل عراقی ها بیام جلوی ضریحت داد بزنم
نهایتاً تو هیئت زانو هامو بغل میگیرم با بغض بهت میگم ...
به زندگی بهم ریخته ی ام البنین ، زندگیه منو جمع کن ابوفاضل :)❤️🩹
داشتم فکر میکردم که چرا تو همهی تابلوها آدما غمگینن ، به خودم اومدم دیدم تو آینه فروشیام.
.
گفتم ای شامِ غریبان طُرّهی شبرنگِ تو
در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب
- حافظ