از اينکه چنين نورانی یاد منی باید برخود میبالیدم؛ اما عزیز من، من برای تو چه کردم؟
هیچ. من تنها نگاهت میکردم، چرا که خود نگاه کردنی بودی..
.
در تنم، در خانهام تنها شدم، زندان شدم
خسته از خستگیها از درد بیدرمان شدم
- الف.حسامیر
لیلیوم منꫂ᭪⋆
هوا دیگه خیلی باهامون گرم گرفته ، درحالی که ما شوخی نداریم .🗿
قراره خیلی باهامون سرد رفتار کنه