از کرم دوستام باید بگم تا پویانفر بنده خدا رفت تو گوشی زنگ کشش کردن که بیا بیرون
* انتشـاراتِلیـمو ؛ 🍋
تو از بهترین اتفاقایِ ۲۰۲۵ بودی!
توهم همینطور <<<:
امروز / دهم دیماه چهارصد و چهار
صبح تا عصرش فققققط به بافتنی و انیمه دیدن و دلدرد گذشت. سرشب پاشدم رفتم پیش ثنا که باهم بریم غدیریه . بیست دقیقه تو سرما وایساده بودم تا اتوبوس بیاد و بعدم سر مسجد سید به هوای اینکه شلوغه پیاده شدم و تا غدیریه رو پیاده مجبور شدیم بریم ، تقریبا دوتا چهارراه و نصفی از خیابون زاهد(: . تو غدیریه یکی از دوستامو دیدم که اسمش زهراس و یه سال بود ندیده بودمش و البته یکی از دوستای مامانم که واااقعااا ادم گوگولی و مهربونی بودن . شوکا واسمون جا گرفته بود . بعدش خانم متولد اومدن 🗿 . به خانم معینی سلام کردم تو گوشی ثنا . بعد سراج و تمیزی اومدن و چون جا نداشتن رفتن تو مسجد و ثنا و شوکا هم رفتن پیششون و منو زهرا تنها موندیم . کلش داشتیم با زهرا ذهن مریضمون رو میریختیم وسط و زهرا حرص میداد تا اینکه مداحان عزیز تشریف اوردن و تا اخر شب خوش گذروندیم . درضمن زهرا ها خیلی خیلی فشار خوردن سر یه مسئله ای😂.
* انتشـاراتِلیـمو ؛ 🍋
امروز / دهم دیماه چهارصد و چهار صبح تا عصرش فققققط به بافتنی و انیمه دیدن و دلدرد گذشت. سرشب پاشدم ر
کوچولوی مچولو خیلی خوش گذشت مرسی ازت:)
* انتشـاراتِلیـمو ؛ 🍋
ملت با دوستاشون حرف میزنن من با خودم✅
منم با اجاره نشین مغزم