هدایت شده از ــShinygirlــ🇮🇷
دیگه تو آشپزخونه حسینیه کف قابلمه نمیتراشیم
دیگه اخر شب تسبیح درست نمیکنیم
دیگه سر زود آماده شدن برا حرم دعوا نمیکنیم
دیگه سر پیش یاس خوابیدن دعوا نمیکنیم
دیگه تا صبح خانم خراسانی برامون خاطره نمیگن
دیگه تو بغل هم تو شهر امام رضا گریه نمیکنیم
دیگه تو قطار باهم گریه نمیکنیم
هدایت شده از پایگاهِمتروکهٔسرانِارتشِهیتلر
فکرشم برام عجیبه
یعنی سال دیگه شب امتحان با یکتا نداریم؟
کلاسامونو با خانم آقاجانی و صحبت راجع به چیزای مختلف نداریم؟
یعنی میگی دیگه با خانم مصوری ذوق نمیکنیم؟
دیگه به اسکل بودن سعادت نمیخندیم؟
دیگه آهنگ نمیزاریم؟
دیگه کمک خانم اسلامی نمیکنیم؟
دیگه بیرون رفتنای بعد امتحانو نداریم؟
دیگه یهو جوگیر نمیشیم و یه تصمیم عجیب نمیگیریم؟
دیگه سر و صدای ما کل مدرسه رو پر نمیکنه؟
دیگه خانم مدیر به حالمون افسوس نمیخوره؟
دیگه سوالای ریاضی سخت رو با خانم کاردانپور و مصوری و خراسانی توش دو ساعت نمیمونیم؟
دیگه کلاسای مطالعات خانم کمیلی نیست؟
دیگه کوله گردی نداریم؟
دیگه با بچه ها سر هر شعر جدیدی ذوق نمیکنیم؟
دیگه پشمامون نمیریزه از زیبایی ساسا؟
دیگه مسخره بازی های مریم و زینب نیست؟
دیگه کلاسای فلسفی مون با خانم منصوری فر نیست؟
دیگه خبری از یاسی نیست که داره از دست من و تمیزی حرص میخوره؟
دیگه ملیکایی نیست که دلش گوجه بخواد؟
دیگه انیسه ای نیست که اذیتش کنم؟
دیگه سراجی نیست که دم و دیقه فشاری شه؟
یعنی جدی سال دیگه نیستیم؟
* انتشاراتِلیمو ִֶָ☾.
فکرشم برام عجیبه یعنی سال دیگه شب امتحان با یکتا نداریم؟ کلاسامونو با خانم آقاجانی و صحبت راجع به چی
دیگه زنگ تفریحا خاله خاله خاله بازی نمیکنیم
دیگه خانم کمیلی بهمون یاد آوری نمیکنن کندر بخوریم
دیگه خانم مصوری نمیگن خدایا شفاشون بده
دیگه یاس و سیروس باهم شعر نمیخونن
دیگه سر چهارراه نمیپرم بغل سراج و نازنین
دیگه سر هفتما حرص نمیخوریم
دیگه با ستوده زنگ تفریحا نمیتونیم باشیم
دیگه سر فیلما و کتابا باهم ذوق نمیکنیم
دیگه شبای امتحان تا صبح با یکتا بیدار نمیمونیم
دیگه سر ریاضی خانم خراسانی حرص نمیخورن از اینکه میگیم نمیتونیم
دیگه دورهم جمع نمیشیم خوراکی بخوریم
دیگه خانم اسلامی توصیه های مامان گونه شون رو واسمون نمیکنن
دیگه از لباسای خانم کریمی ذوق نمیکنیم
دیگه دور هم تو کوله گردی بحثای فلسفی نمیکنیم
تو زنگهای پیامها و قرآن بحث سیاسی نمیکنیم
دیگه دور هم دور یه شوفاژ برای سرمای کلاسا اعتصاب نمیکنیم
دیگه من چقد شادم لالالا نمیخونیم
دیگه سر تاریخ حرص نمیخوریم
دیگه یدفعه دور هم نمیزنیم زیر آواز
دیگه سر کارامون نمیمیریم از خنده
دیگه حرص نمیخوریم از حرفای برعندازا
دیگه باهم برنامه نمیریزیم واسه تعطیلی اول سال
دیگه چهل و شش نفری از یه بطری اب نمیخوریم✅
برای اولین بار داره خاندان حاج آقا یوسف جدا میشه از هم
برا اولینباره داره دین تهیئیسم از هم جدا میشه(":
* انتشاراتِلیمو ִֶָ☾.
دخترکوچولوعه رو آوردن محفل چون نامه نوشته واسه امام رضا و خادما پیدا کردن و دادن حاج احمد .. اقامدرس
خیبی کوچولو و گوگولی بود :))))
* انتشاراتِلیمو ִֶָ☾.
دیگه زنگ تفریحا خاله خاله خاله بازی نمیکنیم دیگه خانم کمیلی بهمون یاد آوری نمیکنن کندر بخوریم دیگه
نهههه تهیئیسم تا ابد باقیهمنظورت چیه😭
دلم واسشون تنگ میشه