فکت هنری کمی عجیب:
ونسان ون گوک[خالق اثر شب پرستاره] گوش چپش رو در اثر مشکلات روانی و ترس از طرد شدن توسط دوستش میبره، توی یه کاغد میپیچه و براش میفرسته
(این دیگه چی بود نصفه شبی؟)
@logarithmm
فکت رومخ:
اگه یه دقیقه خارج از تایم حاضری بزنی معلم برات غایبی رد میکنه و هزار جور چیز و میز بارت میکنه..
ولی اگه معلم یه عمر یه لنگ پا توی کلاس نگهت داره و آخرشم کلاس تشکیل نشه هیچ مشکلی نیست:///
@logarithmm
فکت رومخ فشاری:
یه بار من توی مسابقه نهج البلاغه مدرسه شرکت کردم جنگ شد.. جایزه شم رفت رو هوا.
(سال قبلش به شرکت کننده ها دو بار جایزه دادن:///)
@logarithmm
فکت غمناک:
وقتی میخوای توضیح بدیش به طرز غیر قابل کنترل گریه ات میگیره<<<<<<
@logarithmm
فکت واقع بینانه:
زمان زیادی نمیکشه که بفهمی باید از شر آدما به کتابها پناه ببری
@logarithmm
فکت قابل بحث:
این نقطه آخر پیام برای دوستا حکم اعلان جنگو داره
@logarithmm
فکت قابل توجه:
ادما هر چقدر بیشتر خودشون رو غیر قابل پیش بینی و شکست ناپذیر نشون بدن؛
با روش های ساده تری ضربه فنی میشن
@logarithmm
فکت [هعی] دار:
دبیرا واقعا شانس آوردن که دفتر نمره دستشونه
@logarithmm
فکت رومخ:
زبون معمولا ترجیح میده به جای کار کردن توی بحث و جدل و دعوا، توی حموم ویز ویز کنه:///
@logarithmm