جوری که محبورم بشینم کارامو انجام بدم و کلی فشار روانی رومه و همزمان متاسفانه بقیه جایاینکه آرومم کنن بدتر باعث میشن که فشارای بیشتری بم بیاد<<<<<
امشب نشستم با دخترداییم ک کلاس یازدهمه ریاضی کارکردم:]]
و حقیقتا برای بار پنجاهم ب استعدادم تو تدریس کردن اعتقاد پیدا کردم وای:)
خیلی خوشم میاد وقتی سعی میکنم جوری توضیح بدم که طرفم میفهمه و خودش بیشتر میخواد ک توضیح رو بشنوه..
ولی خیلی ناراحتم و ب هم ریخته
ولی همش راجب چیزای مادیه
پس ارزش نداره
پس چرا اقند ناراحتمو اذیتم سرش؟