مهمه که با کی حرف میزنید؛ چه ریاکشنی داره نسبت بهحرفاتون..
مهمه که درک بشین نه مسخره؛
و درنهایت مهمه اون آدم کی باشه.
ولی برای خودت رو برگه اینکارو کن؛
[ینصیحت بسی دوستانه!]
برای همین چیزاس گاهی اوقات آدم به کسی احتیاج داره که بهش اهمیت بده و درکش کنه؛ راحت باشه جلوش و بدونه که اهمیت داره؛
ولی درنهایت هیچکدوم اینا مهم نیست چون همشون یروزی ازت خستهمیشن و متنفر:(
سو.
پیلیز.
به.
هیچ.
کسی.
هیییییچ کسی.
نزدیک نشید حتی اگر میخواین کمکش کنین یا اون بهتون کمک کنه؛
میدونستی اونا میخندن بهم؟!
ولی خب
من هنوزم تو این جاده تاریک که تهش میرسه به اون دره عمیق؛ یه نور مهتاب میدیدم و فکرمیکردم برمیگردی:)
یا فکرمیکردم همشون یهشوخی خیلی خیلی بزرگ بود.
ولی خب اشتباه فکرمیکنم همیشه و زیادی رویایی؛
و به بنبست خوردم از طرف تو.
ما آدما اشتباه میکنیم؛ اشتباه ذوق میکنیم؛ اشتباه حرف میزنیم؛ اشتباه برنامه میریزیم؛ و درنهایت اشتباه انتخاب میکنیم و همیشه تو اشتباه دستوپا میزنیم.
و به عنوان ی نصیحت دیگه؛
زیاد نباشید؛
همیشه محدود باشید و کم باشید..
زیاد که باشی تهش عادی و ساده میشی براشون.
اینی که میگم راجب همس؛ میخواد پدرمادر باشه یا برادرخواهر یا دوست و رفیق و همکلاسی هرچی که اسمشو میزاری؛
زیاد نباش براشون و زیاد از خودت نزن.
درنهایت [هیچکس موندنی نیست.] حتی اونی که همین الان میگی نهباباا بعییده از اوون عمرا!
خلاصه که از ی احمقِخوردشده به تو نصیحت D:
اگر بهت میگم تروخدا بیا بستنی بخوریم/برام بستنیبخر؛
ینی رضوانه احتیاج داره فقط گریه نکنه و خودشو سرگرم کنه با اون بستنی؛
بستنی همیشه جوابه.
خصوصا وقتی تنهایی نشستی بستنی میخوری.
<ice cream>✨️
[حسودیم میشه بت اگه کسی حالتو میپرسه]
گاهی وقتا همین یمورد باعث دلخوشی و حس ادامه زندگیکردنه؛
از نقش بازی کردن خستم راستش:))))))))
از اینکه اتفاقای جدیدتری هرروز شوکم میکنه خیلی خیلی ناراحتم؛
چون عموما اتفاقاتیه که همیشه از نیوفتادنشون مطمئن بودم*
ولی ذرهذره فراموش میشم مثل همه! چ انتظار خاصی دارم؟ چرا انقدر فکرمیکنم و نابود میکنم همهچیمو.
ولی دست خودم نیست
شایدم برای منم عادی میشه مگه نه؟