+خوبی؟
-آره.
[وی همون لحظه پوستدستشو جوری کند که کلی خون فواره زد؛ مغزش توسط افکارش دارن خورده میشن و باعث شده سردرد بدی داشتهباشه.]
خیلی علنی داریم تو کویر زندگی میکنیم.
اینجوریه که ⁴/⁵ ساعت برق نداریم؛ آب نداریم؛ هیچ کوفتی نمیشه انجام داد.
[عالیه] [محشرهههههه]
نمیدونم چطور بگم؛
ولی از چشم افتادن اینجوریه که انگار یجور دلتنگی تو اوج تنفره.
عجیبهها ولی اینطوره؛