نمیدونم کجاست!🇵🇸
دیگه بعد از دیدنت نمینشینم پشت در تا تپش قلبم بالا بیاد... دیگه بهت نمیگم "شببخیر" حتی وقتی که ق
دیگه اونقد منتظرت نمیمونم تو ایستگاه مترو تا ببینمت و بگم دلم برات تنگ شده؛
دیگه هردقه بهت پیام نمیدم و پیگیرت نیستم و نگرانت نمیشم که تهش بهم بگی محدودت میکنم و محدودیتم؛
دیگه صبحا برای کلاسات و نمازصبح بت تک نمیزنم تا خواب نمونی؛
دیگه مثل قبل نمیشه تو چشات نگاه کنم؛
هدایت شده از زندگی به عنوان قارچ خپل ๋࣭𓏲 ๋࣭ ࣪
الان پشیمونم که چرا فقط بیخیال نمیشم.
وقتی میبینم آدما خیلی راحت فراموش میکنن واقعا حسودی میکنم بهشون👊🏻
اینکه کلی سرجای خوابیدن دعوا میکنیم خونهپدربزرگم و تهش به هرکدوممون یه بالشبزرگ و یپتو میوفته و با خوشحالی کنار هم میخوابیم و تا خودصبح حرف میزنیم>>>>>>>