هدایت شده از ֙⋆پرتوی نور .
وقتی میخوام یه کاری رو بکنم
اینقدر در موردش فکر میکنم، هی فکر میکنم و خودمو میکشم با فکر کردن
که دیگه نایی برای انجام دادن و عملی کردنش ندارم .
وحشتناک خوابم میاد ولی نباید بخوابم هاها چون باید کارای خونه رو انجام بدم و جمع و جور کنم.
هیچی بهاندازه بحث سیاسی تو ماشین و دونستن درمورد اینکه این انقلاب تا بهامروز چه چیزای عجیبی سرش اومده و چیا کشیده نچسبید.
درسته نخوابیدم ولی خب بجاش فهمیدم چیا شده.
حقیقتش عصابشونو دیگه ندارم.ندارم.
بابا لنتیا من ²⁴ساعته نخوابیدم بعد چقد شلوغ میکنین و همتون یکیو دارین برای صحبت جز من.
نمیدونم کجاست!🇵🇸
داشتم فکرمیکردم پولامو جمع کنم قبر بخرم.
مهم تره تا چیزای دنیاییِ دیگهای که میخوام.