اه برقمون رقت
من الان خونه تنهام
چ غلطی کنم
شت
خیلییی تاریکه اه
دشوری ام نمیتونم برم اینجوری :>
من واقعا از تاریکی میترسم:)
تک تک قسمتای بدنم تیر میکشه
و من حتی نمیدونم چرا و از چیه
استرس؟فکرو خیال؟ خستگی؟عصبی بودن؟
کم خوابی؟
معدمم که مثل همیشه از درد.. :]]
ولی اینو میدونم ک وضعیتم خوب نیست اصلا
یچیزی راجب آزمون نهایی خیلی داره عذابم میده
اونم نوشتن با خودکار مشکی و نوکضخیمه:)!
واقعا خطم بد میشه و نمیشه اینجوری بنویسم اه:)))))
هدایت شده از -- WHO I AM :)?
29.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لحظات ملکوتی نزدیک شدن به اذان..⛈🍃
تمووووم شد
بالاخره اولین امتحان نهایی
و امیدوارم نتیجه بده بم:)
خودایا
ینی هیچی نمیزاشتن ببریم تو اه من الان گشنمه
همه چی یه ور و اصلا واسش نه ناراحتم نه هیچی
ولی یچیزیو همه کسایی که دارن این پیامو میخونن یادشون باشه.
تقلب زرنگبازی تو رو نمیرسونه!
تقلب فهم زیاد تو رو نمیرسونه!
و یادت باشه شخص من قرار نیست ازت بگذرم چون داری با همون بیستپنجصدم تقلبی که میکنی کلی تراز منو عقب میندازی و میاریش پایین
تویی که داری تقلب میکنی
پس فردا میشی مادر ی بچه!
که من که از آزمون میام بیرون
بهم برمیگرده نیگه تقلب میزاشتن بکنین؟؟
بعد من ک میگم نه نمیشد و اینا
میگه وای تروخدا بچم گناه داره حداقل دوتا سوالو تقلب میکرد کاش!
زنیکه بچت گناه داره؟
اون عفریته گناه داره؟هه:]
هههه
[از اون خندههای حرصی سونجه]
گناهو منه بدیخت دارم که حتی متنفرم از تقلب کردن:)
و تو و بچت که ی آدمِ.. اه
در آینده میاین میشین معلم برفرض!
و گند میزنین تو نظام آموزشوپروشی کشور!