وای امروزو خیلی دوست داشتم.صبح بعد از امتخان رفتم حموم،بعد نیم ساعت مونده به تمرین حاضر شدم،رفتم و بعد از نیم ساعت معطلی به تمرینمون رسیدیم.با دخترا کلیی خندیدیم و از این چند روز حرف زدیم و وقتی داشتیم فیلم اجرارو به بازیگر جایگزین نشون میدادیم،فهمیدیم که اون زمان ها چقدر خوشحال تر بودیم.بعد از اون حسابی غذا خوردم،آهنگ گوش دادم،دو سه ساعت با ذوق توی یوتیوب گشتم.برای خودم شربت پرتغال درست کردم و با دوستم حرف زدم.رفتیم خونه عموم.شام خوشمزه خوردم.برای اجرا هایی که قراره داشته باشم ذوق دارم و با یه لیوان آب،ریاضی میخونم و با تموم وجود این رو درک کردم که برای اینکه خوشحال باشی،لازم نیست قهوه بخوری،بری کافه،بری پارک،بری بیرون یا سینما.همین کار های ریز اما لذت بخش،باعث شاد گذشتن زندگیت میشه و من عاشق اینم.