𝒍𝒖𝒏𝒌𝒊𝒂
روزمرگیِ من: با مخ رفتن تو دیوار، له شدن انگشت دست و پا زیر در، زخم کردن دست به دلیل عوامل مختلف، ک
یکم دیگه این روزمرگیت ادامه پیداکنه میشه روزمردگی🥲
خبببب
از اردوی امروز همینقدر بگم که
یادم انداخت توی جمع دوستام بودن چه حسی داره
امسال به خاطر جدا شدن کلاسامون بیشتر دلمون واسه جمع هامون تنگ میشه
𝒍𝒖𝒏𝒌𝒊𝒂
مننن چرااا قدمممم بلنددد نمیشههههه لامصب گردنم درد گرفت از بس باید بالا را نگاه کنم🥲
یک سال گذشت و هنوز وضعیت همینه🥲
لطفا به من اجازه بدید سرپرستی همه ی
جوجه اردک ها
گربه ها
اسب ها
طوطی ها
غاز ها
پنگوئن ها
پاندا ها
و..(این لیست هیچ وقت تموم نمیشه)
را به عهده بگیرم
امنیت یعنی اسرائیل حمله کنه و مردم مثل هرروز بیدارشن نون بربری بخرن برن سر کار و هیچ فرقی با روز های دیگه نباشه